Cousin | KookV

Cousin | KookV

  • WpView
    Reads 1,061
  • WpVote
    Votes 173
  • WpPart
    Parts 13
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Jun 19, 2026
- پسرعمه - 😔🤌🏻 درحال آپ - شنبه، دوشنبه و پنجشنبه یه داستان که فقط با هدف کلیشه نویسی، و در عین حال شکستنشون نوشته شده! Couple: KookV -- Nammin, Sope Genre: Romance, Fluff, Omegaverse جونگ‌کوک و تهیونگ، پسرعمه-پسردایی هستن. جونگ‌کوک قول داده بود وقتی بزرگ شدن، ازدواج کنن، ولی درکمال بی‌وفایی به آمریکا مهاجرت کرد. حالا، بعد از ده سال برگشته و اولین دیدارش با تهیونگ، یه تصادف با مرسدس بنز عزیزش بوده و بعد از اون تهیونگ فهمید پسرعمه‌ش، استاد دانشگاهشه. تهیونگ که معنیش رو نمی‌دونست، ولی دوست ایرانیش، نیل، خیلی اعتقاد داشت که تهیونگ یه « آرشام تهرانی » تور کرده. « من ته این داستان رو می‌دونم، تهیونگ! »
All Rights Reserved
#326
امگاورس
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝 |جڱرڴۉشۂ(𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤)
  • alone.
  • Allanaria || Vmin
  • It Was For You
  • اسیر دزدان دریایی 🔞
  •  𝔓𝔲𝔯𝔢
  • ‏𝑰𝑵𝑲 & 𝑰𝑪𝑬
  • platform 9¾ [Completed]
  • 𝐒𝐢𝐠𝐦𝐚
  • ​تپش (Pulse)

_اگه دیدی این‌طور اینجا افتادم چیکار می‌کنی؟ با چهره متمرکزی دوباره آدامسش رو جوید و نگاهش کرد؛ به معنی اینکه یادش نمیاد سرش رو به طرفین تکون داد مرد بزرگتر دو دستش رو که رویِ سینش قرار گرفته بودن به آرومی بوسید _میری پایین به؟ +میرم پایین به جیمینی خبر میدم! دستی به کمر و لگن پسر که روی شکمش قرار داشت کشید _آفرین جگرگوشه من ____________________ اهمیتی نداشت کجا و کی؛ اون از پسرش محافظت می‌کرد،باید ازش مراقبت می‌کرد حتی اگه دیگه فرصتی برای موندن نداشت! ____________________ ~🅅𝒌𝒐𝒐𝒌_🅈𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏_🄽𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ~🅁𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄_🄰𝒏𝒈𝒆𝒔𝒕_🄳𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒍𝒊𝒇𝒆_🅂𝒐𝒇𝒕_ 🄿𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚_(🅂𝒎𝒖𝒕 𝒂 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆) •🅆𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓:🅂𝒖𝒏𝒔𝒆𝒕 "شروع 1402/11/24" "پایان 1403/08/18" *توجه؛ فیک به‌زودی تحت ویراستاری قرار خواهد گرفت*

More details
WpActionLinkContent Guidelines