Story cover for Fallen  by veninux
Fallen
  • WpView
    LECTURAS 202
  • WpVote
    Votos 44
  • WpPart
    Partes 17
  • WpView
    LECTURAS 202
  • WpVote
    Votos 44
  • WpPart
    Partes 17
Continúa, Has publicado dic 26, 2025
"در سایه‌های خاموش کلیسا، نجوایی ممنوع جوانه می‌زند. کشیش کاتولیک ۲۹ ساله‌ای که برای تسلی آمد، خود در دام احساسی افتاد که نابودی‌اش را نوید می‌داد: عشق به نوجوان ۱۸ ساله‌ای که برای آرامش به او پناه برده بود. حالا، هر پنجشنبه‌ای که درِ آن خانه بسته می‌شود، قداست می‌شکند، سوگ به شهوت بدل می‌شود، و دو نفر در لبه‌ی پرتگاهی رانده می‌شوند که سقوط از آن، به بهای نابودی همه چیز تمام خواهد شد."
.
.
.
.
.
 "بعد از مرگ پدر، خونه فقط دو صدا داشت: صدای تسبیح مادرم که مثل مار روی زمین می‌خزید، و "ضربانِ پنجشنبه"  درزدنِ کشیش. اولی رو میشد انکار کرد. اما دومی... دومی تبدیل شد به نبضی که تمام هفته تو رگ‌هام می‌تپید. و من، بدون اینکه جرئت اعتراف داشته باشم، مشتاقانه منتظر مسموم شدن بودم."
.
.
.
.
‌.
Cople:Vkook_ yoonmin
Gener: Dark romance, Drama, Tragedy, smut
.
.
 
در حال آپ
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir Fallen a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#170yoonmin
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Coshay / نامیرا de rominaromina396
130 partes Continúa
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
His To Ruin | KookV cover
EGO cover
VKOOK/ Parfum cover
What Is Love Like? cover
VOIDCORE | VERS cover
•• Supreme ••  cover
Coshay / نامیرا cover
Teach Me | یادم بده cover
Bloody spell  cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover

His To Ruin | KookV

25 partes Continúa

دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.