Story cover for Hate Ocean  by rew2iii
Hate Ocean
  • WpView
    Reads 8
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
  • WpView
    Reads 8
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 1
Ongoing, First published Dec 30, 2025
هیونجین و فلیکس تو دوران دبیرستان عاشق هم میشن و باهم قرار میزارن، ولی یه سری مسائل که به خانواده‌هاشون مربوطه اونارو از هم جدا می‌کنه و هیونجین از کره میره. حالا هیونجین بعد از پنج سال به سئول برگشته و اتفاقی فلیکس‌رو میبینه. آیا این دیدار دوباره میتونه اونارو به‌هم برگردونه؟
All Rights Reserved
Sign up to add Hate Ocean to your library and receive updates
or
#9استی
Content Guidelines
You may also like
*<هزارتو>* by sara2007sk
41 parts Complete
جیمین:میدونی معلممون استعفا داده؟ برگشتم سمتش. یونگی:چرا؟ جیمین:باید از آپات بپرسی. با بیاد اوردن اتفاقات ديروز دستمو به پیشونیم کوبوندم ‌. یونگی:اخراجش کردن؟ جیمین: نه. ولی دیگه جرات نداشت با پسر یکی از ماهر ترین مافیا های جهان در بیفته. اداشو دراوردم‌. یونگی:ولی من اصلا نمیتونم مثل آپا باشم. جیمین:تو دیوونه ای یونگی.معلومه که نمیتونی مثل اون باشی‌. لبخندی به حرف دلگرم کنندش زدم جیمین:تو باید بهتر از اون بشی رفیق.. لبخندم جمع کردم‌. یونگی:فاک یو جیمین. جیمین: به من چه‌.از وقتی پاتو تو این مدرسه گذاشتی همه معلما ازت فرار میکنن. یونگی:یعنی اینقدر ترسناکم؟ سرمو انداختم پایین. آبوجی واقعا آدم ترسناکی بود ولی من مثل اون نبودم.خیلی سعی کرده بود منم مثل خودش کنه ولی همچنان موفق نبود.من دلم نمیخواست مثل اون بشم. با صدای در همه سریعا بلند شدیم. به کسی که همراه مدیر وارد کلاس شده بود نگاه کردم.نگاه تمام کلاس رو هیکل و صورت بی نقصش بود.درست مثل تابلو نقاشیی بود که با کلی ظرافت کشیده شده بود...... کاپل اصلی => تهگی کاپل فرعی=> کوکگی. هوپمین. نامجین. کوکجین. تهگی(تاپ :تهیونگ ) (باتم: یونگی) کوکگی(تاپ: جانگکوک) (باتم:یونگی) هوپمین(تاپ: هوسوک) (باتم:جیمین) نامجین(تاپ:نامجون) (باتم:جین) کوکجین(تاپ : جانگکوک) (باتم:جین)
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  by purple-prince
22 parts Ongoing
نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 ادیت لازم در پارت های اولیه.... 😅😶 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من
You may also like
Slide 1 of 10
*<هزارتو>* cover
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  cover
DDF document cover
Jeon Family | kookmin cover
☀️dark light🌑 cover
SORRY | JX ✔︎  cover
Hope for love♡ |Kookv cover
عَلى غَفلة VK√ مكتملَة ° cover
      The Ring cover
The KillerBunny cover

*<هزارتو>*

41 parts Complete

جیمین:میدونی معلممون استعفا داده؟ برگشتم سمتش. یونگی:چرا؟ جیمین:باید از آپات بپرسی. با بیاد اوردن اتفاقات ديروز دستمو به پیشونیم کوبوندم ‌. یونگی:اخراجش کردن؟ جیمین: نه. ولی دیگه جرات نداشت با پسر یکی از ماهر ترین مافیا های جهان در بیفته. اداشو دراوردم‌. یونگی:ولی من اصلا نمیتونم مثل آپا باشم. جیمین:تو دیوونه ای یونگی.معلومه که نمیتونی مثل اون باشی‌. لبخندی به حرف دلگرم کنندش زدم جیمین:تو باید بهتر از اون بشی رفیق.. لبخندم جمع کردم‌. یونگی:فاک یو جیمین. جیمین: به من چه‌.از وقتی پاتو تو این مدرسه گذاشتی همه معلما ازت فرار میکنن. یونگی:یعنی اینقدر ترسناکم؟ سرمو انداختم پایین. آبوجی واقعا آدم ترسناکی بود ولی من مثل اون نبودم.خیلی سعی کرده بود منم مثل خودش کنه ولی همچنان موفق نبود.من دلم نمیخواست مثل اون بشم. با صدای در همه سریعا بلند شدیم. به کسی که همراه مدیر وارد کلاس شده بود نگاه کردم.نگاه تمام کلاس رو هیکل و صورت بی نقصش بود.درست مثل تابلو نقاشیی بود که با کلی ظرافت کشیده شده بود...... کاپل اصلی => تهگی کاپل فرعی=> کوکگی. هوپمین. نامجین. کوکجین. تهگی(تاپ :تهیونگ ) (باتم: یونگی) کوکگی(تاپ: جانگکوک) (باتم:یونگی) هوپمین(تاپ: هوسوک) (باتم:جیمین) نامجین(تاپ:نامجون) (باتم:جین) کوکجین(تاپ : جانگکوک) (باتم:جین)