Story cover for Lacuna by Brillant4939
Lacuna
  • WpView
    Leituras 50
  • WpVote
    Votos 8
  • WpPart
    Capítulos 4
  • WpView
    Leituras 50
  • WpVote
    Votos 8
  • WpPart
    Capítulos 4
Em andamento, Primeira publicação em dez 31, 2025
Maduro
2 novos capítulos
دوست داشتن تو غم‌انگیز بود. 
مثل افتادن گوی بزرگ خورشید توی اقیانوس بی‌انتهای مرگ.
 مثل گیر کردن پوست مار توی گلو. 
مثل گم شدن آخرین بسته‌ی قرص‌ها.
مثل خفه شدن توی خلاء، بعد از دیدنت.

مثل تو.


Lacuna: .بخشی که گم شده
Todos os Direitos Reservados
Inscreva-se para adicionar Lacuna à sua biblioteca e receber atualizações
ou
Diretrizes de Conteúdo
Talvez você também goste
𝓜𝔂 𝓞𝓪𝓼𝓲𝓼 | پناه من, de sonyia_directioner
24 capítulos Concluída Maduro
کامل شده... ²⁰²¹-²⁰²³ "من...یادم نمیاد اخرین چشم هایی که دیدم و تحت تاثیر قرار گرفتم ِکی و کی بود. ولی اونا ابی بودن. چشم های تو .بدون پلک زدن به پلک های خمار و خواب الودت خیره شدم. تقالت برای دوباره بوسیدنم رو میبینم. و این اولین ملاقات ما بود"...پناِه من. وقتی به دلیل وجودم فکر میکنم، فقط تو ظاهر میشی تو سرم. دلیل هر دم، و بازدم متقابلش. دلیل هر حس اسودگی و ضربان قلب نیمه مُرده ام. سبب گرمای تو تنم؛ جنبش تو سینم؛ نبض رو گردنم؛ رنگ رخم؛ همه چیز و هرچیزی که گمان میکنم من رو سرپا نگه داشته تا حالا و بعد از دیدن تو، خود تویی. -⚠️محتوای بوک شامل روابط جنسی متعدد، خشونت، تجاوز و دل شکستی های عمیق است. اما جدا از ضربه های روحی قراره شاهد نشستن کشتیِ دل دو تا انسان بالغ به گِلِ عشق باشید🧡 Telegram: myoasis_larry ᯽𝓛𝓸𝓷𝓰 𝓢𝓽𝓸𝓻𝔂 ᯽𝓛𝓪𝓻𝓻𝔂 ᯽ 𝓓𝓻𝓪𝓶𝓪, 𝓑𝓻𝓸𝓶𝓪𝓷𝓬𝓮 ᯽ 𝐛𝐲: 𝒮ℴ𝓃𝓎𝒾𝒶
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ, de meral_writ
72 capítulos Em andamento
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Talvez você também goste
Slide 1 of 7
Planes |L.S| [Persian Translation]  cover
𝓜𝔂 𝓞𝓪𝓼𝓲𝓼 | پناه من cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
Obliviate cover
Shadeness Raven cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
котёнок cover

Planes |L.S| [Persian Translation]

18 capítulos Concluída

[ C O M P L E T E D ] بیا از این کشور بریم هری من اجازه نمیدم اون بهت آسیب بزنه All rights reserved @rachvol6