
مینهو معمولاً این مدل ویدیوها رو نمیدید. به عنوان یک آیدل، وقت همچین تشریفاتی رو نداشت، مخصوصا وقتی تنها راههاش برای خالی کردن خودش، حمام و خوابگاه کوچیکی بود که با هفت نفر دیگر شریکی زندگی میکرد. با اینحال، امروز تصمیم گرفته بود بیخیال همهچیز بشه و حالا که فرصتش رو داره، یکی از اونها رو پخش کنه. و الان با دیدن قیافهی شوکهی جیسونگ، درجا از تصمیمش پشیمون شد. عاجزانه آرزو میکرد کاش فقط پورن معمولی یا حداقل گی پخش کرده بود؛ هر چیزی به جز این. هر چیزی که توش پسرها با گوشهای مصنوعی و نرمِ گربهای و قلادههای درخشان صورتی در حال نشون دادن رفتارهای گربهمانندِ عجیبی از خودشون نباشن. . . . . یا وقتی که جیسونگ از ناکجا آباد دربارهی "کیتن کینک" مینهو میفهمه، هر دوی اونها وحشتزدهان ولی این قراره به چیزی بهتر از تصوراتشون تبدیل بشه Original Author: liknow (Also, a special thanks to خانوم سیب)All Rights Reserved