Story cover for Soft Fall by bllue13
Soft Fall
  • WpView
    Прочтений 178
  • WpVote
    Голосов 16
  • WpPart
    Частей 4
  • WpView
    Прочтений 178
  • WpVote
    Голосов 16
  • WpPart
    Частей 4
В процессе, впервые опубликовано янв. 01
"سقوط نرم" 
بعضی داستان‌ها با حقیقت شروع نمی‌شوند؛با نقش‌ها آغاز می‌شوند.
آدم‌هایی که یاد گرفته‌اند چیزی را که هستند، پنهان کنند و چیزی را که نیستند، زندگی کنند. در سکوت، در نگاه‌ها،در چیزهایی که گفته نمی‌شود. اینجا اعتماد همیشه امن نیست و نزدیکی، گاهی خطرناک‌ترین فاصله است.همه‌چیز آرام به نظر می‌رسد،اما زیر این آرامش، چیزی در حال شکل گرفتن است که دیر یا زود، خودش را نشان می‌دهد.وقتی مرز بین قدرت و میل فرو می‌ریزد، و وقتی یک بوسه می‌تواند معادلات سال‌ها سلطه را به هم بزند...دیگر مسئله این نیست چه کسی برنده می‌شود، بلکه چه کسی اولین بار سقوط می‌کند.

ژانر :

#عاشقانه_تاریک
#اکشن_معمایی
#سایکو_درام
#اسمات 

کاپل اصلی:  یونمین 
آپدیت : جمعه ها
نویسنده : هانول
Все права сохранены
Подпишись, чтобы добавить Soft Fall в свою библиотеку и получать обновления
или
#38angst
Требования к контенту
Вам также может понравиться
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  от azin613
43 Части В процессе
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
Coshay / نامیرا от rominaromina396
130 Части В процессе
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Вам также может понравиться
Slide 1 of 10
His To Ruin | KookV cover
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
•• Supreme ••  cover
『𝐿𝐼𝐸』 cover
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
Teach Me | یادم بده cover
Coshay / نامیرا cover

His To Ruin | KookV

25 Части В процессе

دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.