
⤿#Silentrage ∥ #fication ⌝ ɴᴀᴍᴇ: Silent Rage (خشم خاموش ) ɢᴇɴʀᴇ: رمنس، مافیایی، جنایی ، انگست ، اسمات ᝰ Author : mahya 」 خلاصه : الیوت، پسر یکی از مهرههای اصلی مافیای شانگهائه؛ پدرش تنها میراثی که براش به جا گذاشته، مجموعهای از رازهای محرمانهاش. رازهایی که دونستنشون فقط دو راه پیش پای الیوت میذاره؛ یا قدم گذاشتن در همون مسیری که پدرش رفته، یا مرگ. الیوت در حالی با این سرنوشت تاریک دستوپنجه نرم میکنه که مجبوره گذشته و شغل خانوادگیش رو از دوستپسرش پنهان کنه؛ مردی که تنها یک معلم سادهی دبستانه و هیچ تصوری از دنیای خونآلود الیوت نداره. ********** _چرا چیزی نمیگی؟ حداقل بگو دروغه... _چه فرقی میکنه من چه جور آدمی باشم؟ من که همیشه با تو خوب بودم... کیپوکا عصبانی شده بود. اون رو هل داد و شانهاش محکم به دیوار کوبیده شد. بی توجه به چهرهی دردمند پسر کوچیک تر فریاد کشید: _دوستپسر من یه روانی خطرناکه... کسی که برای تفریح آدم میکشه...آره؟.All Rights Reserved
1 part