We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Heirs
  • WpView
    Reads 272
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Mar 22, 2026
WpInfo
Fiction
Fantasy
شهر دایجونگ تنها یک مرکز اقتصادی نیست بلکه میدان نبردی است برای دو امپراتوری ریشه‌دار که دهه‌هاست آسمان این شهر را بین خود تقسیم کرده‌اند در یک سو خاندانی ایستاده که مظهر ابهت سنت و قدرت مطلق است خانواده‌ای که نوه ارشدشان مردی با قلبی از یخ و نگاهی از پولاد بر صندلی ریاست تکیه زده و کلامش برای لشکری از کارمندان و زیردستان، حکم قانون را دارد در سوی دیگر خاندانی نفوذ کرده در لایه‌های تاریک و غیرقانونی شهر که قدرت را نه در احترام، بلکه در ترس و معامله‌های پنهانی می‌بیند.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • ~Where's My Angel❄
  • CHROMANDA | VKOOK
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • Daddy And Little Girl
  • هل سيعود كل شي...؟
  • womb of oblivion
  • The miracle of birth
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines