Between Armor and Mirror

Between Armor and Mirror

  • WpView
    LECTURAS 70
  • WpVote
    Votos 5
  • WpPart
    Partes 7
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación dom, jul 12, 2026
WpInfo
Ficción
Histórica
Realeza
Guerra y Militares
Mítico y Épico
Etiquetas۱۲۳۴۵۶
در جنگ و خون ریزی وقتی که خون ها از روی صلاح مانند بارانی بر روی زمین میچکید. ژنرالی بود که با جون و دل میجنگید. برای کشورش پادشاهش سربازانش خانواده اش مردمانش و در اخر عشقی که هرگز به سرانجام نرسید. در میان هیاهوی زمین و آسمان، پادشاهی از دور نظاره گر جنگی خونین بود. جنگی که آغازش با بذر یک سوءتفاهم کاشته شد و پایانش در دریایی از خون هزاران سرباز بی‌گناه. گویی خود سرنوشت با دست‌هایش این قلمرو رو رنگین ساخت. ***** چانگ‌هی: چانگ‌هی سرزمینی است که مردمش در صلح زندگی می‌کنند، و همین آرامش است که شکوه واقعی آن را می‌سازد. موراکان: موراکان قلمرویی است که حتی سایه‌ی خطر هم جرأت نمی‌کند از مرزهایش عبور کند، جایی که قدرت و تاریکی با هم عجین شده‌اند. ***** «مرا ببخش ستاره کوچولو..... مرا ببخش که در این دنیا ی تاریک رهایت میکنم.» «مرا ببخش ستاره کوچولوی من نه برای اینکه دوستت نداشتم.... برای اینکه سرنوشت نگذاشت تا من بار دیگر تو را در اغوشم داشته باشم....نگذاشت بار دیگر صورت لطیفت را نوازش کنم.» ***** نکته: اگه روحیه حساسی دارین نخونید.
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • 𝐓𝐚𝐤𝐞 𝐌𝐲 𝐒𝐨𝐮𝐥 || 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐌𝐢𝐧 (𝖢𝗈𝗆𝗉𝗅𝖾𝗍𝖾𝖽)
  • Raising
  • 𝐁𝐋𝐀𝐂𝐊 𝐖𝐎𝐋𝐅
  • Aurea: The last bloom
  • دشت نعناع | Mint Field
  • Mistress of the master/معشوقه ارباب
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞.
  • red lips
  • 𝐅𝐢𝐞𝐫𝐲 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭 ˢᵒᵖᵉ
  • Mint Choco (Kookmin)

🔞 -سرورم ... آه... نتونست جملش رو کامل کنه وقتی یونگی زبونش رو آروم روی شاهرگ پسر کوچکتر کشید و بطور ناگهانی گردنش رو گاز گرفت و باعث ناله ی بلند تر جیمین شد. +تو... توی لعنتی... میدونی هربار که برای من میرقصی من رو به جنون میکشی... مطمئن باش نمیزارم اینبار بهت آسون بگذره! صدای دو رگه و خشن و در عین حال زمزمه وار یونگی باعث لرزیدن بدن ظریف پسر توی آغوشش شد و نتونست جلوی ناله ی ناخودآگاهش رو بگیره و همین یونگی رو تشویق کرد چنگ محکمی به باسن تپل پسر کوچولوش بزنه و لب های نرمش رو بین دندون هاش بگیره و مک محکمی به اونا بزنه. +تو متعلق به منی...فقط من! ┏━━━━━━━━━━ 帶走我的靈魂 ☾︎⃤━━━━━━━━━━┓ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴: 𝘏𝘪𝘴𝘵𝘰𝘳𝘪𝘤𝘢𝘭 , 𝘚𝘶𝘱𝘦𝘳𝘯𝘢𝘵𝘶𝘳𝘢𝘭 , 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺 , 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝘔𝘢𝘪𝘯 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘔𝘪𝘯 𝘖𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝 𝘈𝘶𝘵𝘩𝘰𝘳 : 𝘊𝘢𝘭𝘭𝘔𝘦𝘒𝘺𝘢𝘯 #1 in TaeKook #1 in ParkJimin #1 in MinYoongi #1 in Jung Hoseok #1 in KimSeokjin #1 in Supernatural #1 in History #1 in Jimin #2 in BL #2 in Suga #2 in YoonMin #3 in Kpop #5 in KookV

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido