𝖧𝗈𝗐 𝖨 𝖬𝖾𝗍 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝖥𝖺𝗍𝗁𝖾𝗋 '𝖯𝖾𝗋𝗍𝗁𝖲𝖺𝗇𝗍𝖺'

𝖧𝗈𝗐 𝖨 𝖬𝖾𝗍 𝖸𝗈𝗎𝗋 𝖥𝖺𝗍𝗁𝖾𝗋 '𝖯𝖾𝗋𝗍𝗁𝖲𝖺𝗇𝗍𝖺'

  • WpView
    Reads 1,368
  • WpVote
    Votes 198
  • WpPart
    Parts 21
WpMetadataReadMatureComplete Mon, Jul 6, 2026
[ Complete ] " رنگ‌ها برای آدم‌هایی‌ان که وقتِ احساس کردن دارن... ما وقت نداریم. ما فقط زنده می‌مونیم! " پرث، رئیس جوان و بی‌رحم یک خاندان مافیایی قدرتمند، سال‌هاست زندگی‌اش را به همراه پسر پنج ساله اش بر پایه‌ی کنترل، منطق و بی‌احساسی بنا کرده است. همه‌چیز زمانی تغییر می‌کند که سانتا وارد عمارت تاناپون می‌شود. رابطه‌ای که با تنش، جدال، کشش آغاز می‌شود، کم‌کم به چیزی بسیار پیچیده‌تر تبدیل می‌شود .. چیزی میان میل، وابستگی و احساسی که هیچ‌کدام از آن‌ها حاضر به نام‌گذاری‌اش نیستند. [ 𝖣𝗈 𝖭𝗈𝗍 𝖢𝗈𝗉𝗒 𝖳𝗁𝗂𝗌 𝖶𝗈𝗋𝗄 ] 📌
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐋𝐎𝐋𝐈𝐓𝐀.
  • Sweet Like A Dream
  • black hole
  • 4:48 (Persian Translation)
  • His Hazza (mpreg)(persian translation)
  • " The Surgeon " [Complete]
  • Daddy&Papa
  • your hand to hold,your highness(kaisoo_translation)
  • red bell~|~ناقوس سرخ
  • 🐻Daisy🐼

Couple: Kaihun Genre: Angst, sadness, daddykink, dram Update on: Thursday Written by: Erwin خلاصه: سهون هیجده ساله به تازگی وارد دانشکده ی ادبیات انگلیسی شده و فقط با مادرش زندگی میکنه. جونگین مرد سی و هشت ساله ای که بعد از تحصیل و تدریس رشته ی مشابه با سهون از خارج برمیگرده به کشورش و چون عادت نداره به سختی با محیط جدیدش خو میگیره. یکی از خونه های ویلایی تو شهر اولسان رو اجاره میکنه و یه روز به اجبار مادر سهون داخل خونشون میره. محوطه ی بزرگی رو طی میکنه و همونطور که تو حیاط چرخ میزنه پسری رو میبینه که با تیشرت و شلوارک سفید رو چمنا دراز کشیده و مشغول نگاه کردن مجله ی مُده. جونگین نزدیک تر میره و توجه سهون به قدمایی که نزدیکش میان جلب میشه، سرش رو بالا میگیره و با دیدن کای لبخند پررنگی میزنه. کای چهره ی بانمک پسر رو آنالیز میکنه، لب های صورتی، دندون های ارتودنسی شده، پوست سفید، موهای پر کلاغی، گونه های برجسته و البته چشم های گربه ای شکلش! زمزمه وار میگه: قشنگه. و جونگین از این طریق وارد زندگی سهون میشه تا... "این فیکشن بازگردانی رمان لولیتاست و صرفا برای اصلاح بهتره فضای داستان تغییراتی بوجود اومده تا ناهنجاری ها تا حد زیادی از بین بره. ممنون که لولیتارو برای خوندن انتخاب کردین، امیدوارم لذت ببرین."

More details
WpActionLinkContent Guidelines