Dragon/Vkook

Dragon/Vkook

  • WpView
    Reads 51
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 28
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jun 20, 2026
Full Part criminal, angst, smut, romance by Victor جونگکوک فکر می‌کرد رفتن به پرورشگاه از بدترین اتفاق‌های زندگیشه، ولی با ورود اون زوج به زندگی‌اش تازه فهمید جهنم واقعی یعنی چی! و تحمل اون جهنم با وجود سرهنگ کیم تهیونگ حتی دردناک‌تر هم می‌شد...اونجا بود که ترس از دست دادن رو بیشتر از هرچیزی حس میکرد! _______________________________________________________ _تو خیلی بلبل زبونی جئون...مطمئنی میخوای به این رفتارت ادامه بدی؟ جونگکوک پلک کوتاهی زد و در حالی که نیشخندش حالا پررنگ و عمیق شده بود سرش رو به آرومی چرخوند تا اینبار اون نفسهای گرم رو روی پوست صورتش حس کنه در حالی که به لب‌های خوش فرم سرهنگ خیره بود از قصدی که میدونست توجه مرد رو جلب میکنه روی لب‌هاش زبون کشید صداش رو پائین آورد و با لحنی که بی شباهت به خماری نبود زمزمه کرد. _من کارهای دیگه ای هم با این زبون بلدم انجام بدم نظرت چیه سرهنگ؟
All Rights Reserved
#1
criminal
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Clocks That Don't Tick|k.th
  • You're My Freedom
  • بوسان ٫٫٫٫Bosan
  • فصل هفتم- مرز باریک میان خاطره و رهایی- کتاب میدان سکوت- نویسنده =Z•Author
  • sometime ideas
  • رز سفید خونین🥀🖤BLOODY WHITE ROSE
  • 002-Payne [Z.M]
  • من کەوتم بۆت
  • تناسخ زمان Reincarnation
  • غرق در چشمانش/𝕯𝖗𝖔𝖜𝖓𝖎𝖓𝖌 𝖎𝖓 𝖘𝖍𝖊'𝖘 𝖊𝖞𝖊𝖘

کات خێرایە ،بەڵام ئایا دەتوانم من خێراتر بم ؟ Written by :jiminheartuuu

More details
WpActionLinkContent Guidelines