«دنیای پارک سونگهون همیشه در دمای زیر صفر درجه میگذشت؛ جایی که هیچکس جرئت نمیکرد برای گرم شدن، به او نزدیک شود... تا اینکه شیم جیک، با عطر خورشید و لهجهای که بوی اقیانوس میداد، روی صندلی کنار او نشست.»
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
چجوری میشه رابطهی بین ما روتوصیفکرد؟
تو برای من کی هستی؟
عشق میتونه جایگزین نفرت بینمون بشه یا قراره تا آخر دشمن من بمونی؟
بی ال
وضعیت: درحال اپلود
روز های اپ: یکشنبه و چهارشنبه