My True Self [VKOOK]

My True Self [VKOOK]

  • WpView
    Reads 1,452
  • WpVote
    Votes 173
  • WpPart
    Parts 30
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Sep 13, 2026
WpInfo
Fiction
Romance
Bad Boy
First Love
Romantic Comedy
[من واقعی] 📍درحال آپ روزهای آپ:شنبه چی میشه اگه بفهمی تمام چیزی که از زندگیت می‌دونستی، یه دروغ بوده؟ و بدتر از اون... چی میشه اگه حقیقت، همون آدمی باشه که قرار بود ازش فرار کنی؟ 𝑆𝑡𝑜𝑟𝑒 𝑏𝑦 𝑀𝑎ℎ𝑦𝑎 ⋆࣪ ࣭ جئون جونگکوک فکر می‌کرد بدترین اتفاقات زندگیش رو پشت سر گذاشته؛ تا وقتی که کیم تهیونگ وارد زندگیش شد و همه‌چیز رو تغییر داد. تهیونگ کم‌کم تبدیل شد به کسی که جونگکوک نمی‌تونست ازش فاصله بگیره؛ اما درست وقتی داشت بهش اعتماد می‌کرد، پیام‌های ناشناسی شروع شدن. «فکر می‌کنی همه‌چیزو درباره‌ی زندگی خودت می‌دونی؟» «یه چیزایی هست که هیچ‌وقت بهت نگفتن.» «می‌خوای بدونی واقعاً چه اتفاقی برات افتاده؟» هر پیام، تکه‌ای از گذشته‌ی جونگکوک رو رو می‌کرد؛ چیزهایی که حتی خودش هیچ خاطره‌ای ازشون نداشت. اما چرا یه نفر داشت گذشته‌ی جونگکوک رو براش تعریف می‌کرد؟ و مهم‌تر از اون... چرا تهیونگ از بعضی از این حقیقت‌ها خبر داشت؟ ⋆࣪ ࣭ شاید ترسناک‌ترین راز، چیزی نباشه که درباره‌ی آدم روبه‌روته؛ چیزی باشه که درباره‌ی خودت نمی‌دونی. ⋆࣪ ࣭ «+بکش!اگه نکشی از پشت بهت خنجر میزنم! _عاح کام ان حتی اگه بکشی من توی جهنم هم صاحبتم موی چیکو!...» ⟶Name: My True Self ⟶Couple: Vkook-Secret ⟶Gener: Angst-Comedy-Drama ⟶Writer: Mahya ⟶Update: Saturday ک
All Rights Reserved
#4
رومنس
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_
  • Freesia | vkook
  • Seoul City|سئول سیتی
  • 𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊
  • Liora│لیورا
  • 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲
  • you and i
  • 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘦𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘪𝘯𝘴𝘵𝘪𝘯𝘤𝘵
  • Lovelorn
  • Wrong Wish

🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...

More details
WpActionLinkContent Guidelines