Kami telah memperbarui Pedoman Konten kami.
Tinjau pedoman terbaru untuk terus berbagi cerita dengan aman.
ECHOES OF THE RIFT

ECHOES OF THE RIFT

  • WpView
    Membaca 170
  • WpVote
    Vote 72
  • WpPart
    Bab 24
WpMetadataReadBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Kam, Jul 9, 2026
WpInfo
Fiksi Penggemar
BTS
قرن‌ها از جنگ میان گرگینه‌ها و ومپایرها گذشته است؛ جنگی که مرز میان دو نژاد را با نفرت و خون مشخص کرد. اما وقتی شکافی اسرارآمیز در قلب جهان ظاهر می‌شود، گذشته‌ای فراموش‌شده دوباره بیدار می‌شود. صداهایی از آن‌سوی شکاف. خاطراتی که به هیچ‌کس تعلق ندارند. و حقیقتی که هزاران سال پنهان مانده است. در میان این آشوب، یک گرگینه، یک ومپایر، دو بازمانده از نژادی فراموش‌شده و نگهبانی که بیش از همه می‌داند، ناخواسته در مسیر سرنوشتی قرار می‌گیرند که می‌تواند آینده تمام دنیا را تغییر دهد. بعضی رازها هرگز نمی‌میرند... و بعضی پیوندها حتی پایان دنیا را هم پشت سر می‌گذارند.
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#646
btsfanfiction
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • Us for Us
  • Silence
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • His To Ruin | KookV
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Blockade | محاصره
  • Losers Club[hyunlix]
Us for Us

ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍 Genre: Omegaverse, Drama, Social, Romance Couple: KookV Written by: Kuro

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan