Beautiful Sin | Minsung, Chanjin

Beautiful Sin | Minsung, Chanjin

  • WpView
    Reads 35
  • WpVote
    Votes 5
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jun 7, 2026
WpInfo
Fanfic
Stray Kids
Alternate Universe (AU)
Band and Group
Kpop
"Beautiful Sin" من درون ستاره‌های چشمک‌زنِ چشمات، اسیرم سنجاب! معتاد دست‌های گرمت شدم که سردیِ دست‌هام رو می‌گیرن. من به لب‌های براقت، وقتی موقع حرف زدن عشوه می‌آن، دلباخته‌ام! من به تک‌تک اجزای وجودت دلباخته‌ام... تو فقط یک شباهت بودی؛ چهره‌ای که یادآور گذشته‌ی تاریکم بود و حس کنجکاوی‌ام رو تحریک می‌کرد. اما در آخر، تو منو گرفتار کردی... گرفتارِ بندبندِ وجودت. پس برای من بمون، چون راه فراری از من نداری! منو ببخش پسرکم، اما من اونقدر سختی دیدم که حالا حتی برای تو هم... حتی برای عزیزِ دردونه‌ام، تاریک می‌شم! Genres: Dark romance, Drama, Angst, Psychological Writer: Palli ................... اولین فیکیه که مینویسم... بخاطر همون از صمیم قلب امیدوارم که خوشتون بیاد! اگر نکته ای رو داخل نوشته ها دیدید که نیاز به اصلاح و یا بهتر شدن داشت، حتما تو کامنت ها بهم بگین، تا نوشته ای دلنشین تر رو مهمون نگاهتون کنم سنجاقک های من:) وضعیت آپ فعلا نامشخصه. نوشته ها تا حدودی آمادس، اما دوست دارم از بابت هر پارت مطمئن بشم و بعد آپلود کنم.💞
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • « تاراج » « 약탈 »
  • 💎••SpotLight••💎

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🍷ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐈‍⬛ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🧨ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک ⛓️ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🔖ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✒️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 📢ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines