I Vow You, Once Forever

I Vow You, Once Forever

  • WpView
    Reads 185
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Parts 25
WpMetadataReadComplete Sat, Sep 12, 2026
WpInfo
Fanfic
Sherlock
"و اونها به خوبی و خوشی با همدیگه زندگی کردند؛ این جمله ایست که ما همیشه انتهای هر داستانی میخونیم، اما این واقعا چیزیه که ما قراره در خیابان بیکر ببینیم؟ خب، من که شک دارم اینطور پیش بره، چون هنوز صفحات دیگه تا پایان این خطوطی که درحال حاضر روی اون مینویسم باقی مونده؛ یا شاید هم طوری پیش بره که مجبور بشم دفتر دیگه ای رو آغاز کنم، ولی مهمتر از اون و طبق چیزی که همه امون میدونیم؛ بازی همیشه ادامه داره. هیچ چیزی قرار نیست این موضوع رو عوض کنه، چون این بازیکنها هستن که تغییر میکنن؛ همونطور که همیشه شرلوک به جان میگه.." _از دفتر خاطرات آگاتا وینکیلز. (ادامه‌ی داستان قبل: Am I really the one who you know?)
All Rights Reserved
#14
johnlock
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Strange [Drarry Persian Translation]
  • How to kiss a wizard (Persian translation)
  • First Time Again (Drarry)
  • Black Sea
  • Dark light [Drarry]
  • Down the road. | Drarry
  • Gone With The Sea
  • drarry
  • LOST IN YOU [DRARRY]
  • love is wrong

[Completed] بعد از سومین سالش توی هاگوارتز، زندگی برای هری پاتر عجیب غریب شد. چیزهایی رو متفاوت از قبل میدید و احساس میکرد. و حتی بعضی مواقع چیزهایی رو متفاوت میشنید. مهمتر از همه، اون دراکو مالفوی رو متفاوت از قبل میدید. Credit to: @adrarrynight

More details
WpActionLinkContent Guidelines