Moon's Tear🌑🐺 TaeKook

Moon's Tear🌑🐺 TaeKook

  • WpView
    OKUNANLAR 658
  • WpVote
    Oylar 143
  • WpPart
    Bölümler 6
WpMetadataReadDevam ediyor
WpMetadataNoticeSon yayınlanan Çar, Ağu 26, 2026
WpInfo
Hayran Kurgu
BTS
Alternatif Evren (AE)
Müzik Grubu ve Grup
Kpop
اشکِ ماه کاپل: تهکوک، سکرت ژانر: امگاورس، رومنس، اسمات تهیونگ، آلفای خالصی که سال ها دنبال جفت حقیقیش میگشته، درحالی امگاش رو پیدا میکنه که با یه آلفای دیگه پیوند قلب بسته. شاید زندانی کردن جونگکوک راه درستی نبود ولی پیوند اون هم با یه آلفای دیگه کار اشتباهی بود. باید دید ته این بازی، کدومشون کم میاره... تهیونگ از جفتش میگذره؟ یا جونگکوک از آلفایی که دوستش داره؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قسمتی از داستان: جونگکوک که از نزدیکیِ تهیونگ حرصش گرفته بود، غرید. - دفعه ی بعدی اینجوری نزدیکم شی می‌کشمت! تهیونگ پاش رو روی پای دیگه اش انداخت با لذت به چهره ی برافروخته اش نگاه کرد. - چرا الان نکشتی؟ نکنه خوشت اومد؟ - چون پام چلاقه! تهیونگ راضی از نتیجه ی کارش، نیشخندی زد و همونطور که از اتاق بیرون میرفت گفت: - پس هروقت پات خوب شد میبوسمت ببینم زنده میمونم یا نه‌. - کیم تهیونگ! ------------------------------------------------------------- اشکی که از چشم جونگکوک پایین ریخت رو با انگشت شستش پاک کرد و خیلی آروم زمزمه کرد: - اشکِ ماهمو درآوردم؟ سرش رو به دو طرف تکون داد و همونطور که گونه ی تهیونگ رو نوازش میکرد، گفت: - اگه ببخشیش دیگه گریه نمیکنه. -------------------------------------------
Tüm hakları saklıdır
#1
werewolf
WpChevronRight
En büyük hikaye anlatıcılığı topluluğuna katılınKişiselleştirilmiş hikaye önerileri alın, favorilerinizi kütüphanenize kaydedin ve topluluğunuzu büyütmek için yorum yapın ve oy verin.
Illustration

Ayrıca sevebilecekleriniz

  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃�𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Afra's bride 🍁 ﴾ VK ﴿
  • 𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠
  • 𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘄𝗶𝗻𝘀 | 𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • bleak'
  • Freesia | vkook
  • котёнок
  • 404 Feelings (Kookv)
  • Height code |vk|

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg

Daha fazla bilgi
WpActionLinkİçerik Rehberi