We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Teenage Mutant Ninja Turtles

Teenage Mutant Ninja Turtles

  • WpView
    Reads 672
  • WpVote
    Votes 115
  • WpPart
    Parts 78
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Jul 17, 2026
WpInfo
Fanfic
Teenage Mutant Ninja Turtles
Original Character (OC)
LGBTQIA+
Gay
بعد از مرگ شردر و پایان سالها نبرد، هر کدام از برادرها راه خودشان را پیدا کردند؛ یکی پلیس شد، یکی زندگی خانوادگی ساخت و دیگری به دنبال رؤیاهایش رفت. اما رافائل هرگز نتوانست نقاب یک قهرمان را کنار بگذارد. او هنوز هم شبها در تاریکی خیابانها پرسه میزند و بیصدا از بیگناهان محافظت میکند. همه چیز زمانی تغییر میکند که نشانههای بازگشت باندی که تصور میشد برای همیشه نابود شده، دوباره در شهر دیده میشود. در میان این آشوب، رافائل با شمشیرزنی مرموز و چشمهایی طوسی با رگههای طلایی روبهرو میشود؛ مبارزی که هم دشمن اوست و هم معمایی که ذهنش را رها نمیکند. حالا رافائل باید پرده از راز سازمانی بردارد که از خاکستر شردر دوباره سر برآورده، پیش از آنکه گذشته بار دیگر شهر را به آتش بکشد. اما بزرگترین نبرد او شاید نه با دشمنانش، بلکه با احساساتی باشد که نسبت به مرموزترین حریف عمرش در دلش جوانه میزنند.
All Rights Reserved
#560
sad
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • His To Ruin | KookV
  • Losers Club[hyunlix]
  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Silence
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Blockade | محاصره
  • Us for Us
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]

[Completed] دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که از درون شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.

More details
WpActionLinkContent Guidelines