Sorrow-born

Sorrow-born

  • WpView
    Reads 7,547
  • WpVote
    Votes 1,271
  • WpPart
    Parts 8
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published about 20 hours ago
چهار سال دوری، چهار سال سکوت... اما بوی ارکیده هیچ‌وقت از ذهن یک انیگما پاک نشد. فرمانده ارشد پلیس بین‌الملل، بعد از چهار سال، با قدرتی بیشتر و در حالی که با یک آلفای هم‌طبقه خودش نامزد شده، به کشور برمی‌گرده. اما چیزی که پیدا می‌کنه، آخرین چیزی بود که انتظارش رو داشت؛ امگای نازکرده‌اش دیگه اون پسر لوس و وابسته نبود. حالا با امگایی روبه‌رو میشه که با چنگ و دندون و هویتی پنهان، میون خون و انبارهای تسلیحات ارتش زنده مونده و بزرگ شده؛ کسی که دست‌هاش از کار تاول زده، هر شب از شدت سردرد خون‌دماغ میشه، اما هرگز سر خم نمی‌کنه. هم‌زمان با بازگشت فرمانده، پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای «کد فرشته» سایه‌اش رو روی پایتخت کره می‌اندازه. بازی خطرناکی آغاز میشه که پای یک دادستان بی‌رحم رو هم به زندگی اونها باز می‌کنه؛ مردی که امگای ارکیده رو هدف گلوله‌ی زندگی قرار میده و شاید برعکس..! حالا میون جنگ قدرت، توطئه‌های سیاسی، رازی که پشت یک لنز رنگی پنهان شده، پناهگاهی که بوی محرم می‌داد و عمارتی پر از تحقیر، و حالا همه‌چیز آماده‌ی انفجاره! -------------------------------------- ⟡ 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 × 𝐉𝐢𝐧𝐌𝐢𝐧 ⟡ 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐂𝐫𝐢𝐦𝐞, 𝐏𝐨𝐥𝐢𝐜𝐞, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭
All Rights Reserved
#10
crime
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Insanity[جنون]
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • 𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 [Kookv]
  • 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲
  • Freesia | vkook
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • котёнок
  • 𝂡Aegis [Kookv]
  • MISTAKE
  • YOU BELONG TO ME |  VK

[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...

More details
WpActionLinkContent Guidelines