profundis

profundis

  • WpView
    Reads 47
  • WpVote
    Votes 11
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Jul 3, 2026
خلاصه: کیم تهیونگ ، پدر مادرش رو 12 سال پیش در یک حمله ی اسپر درجه C از دست داد. فقط خودش بود که از حمله نجات پیدا کرد . ولی با تفاوت که دیگه یک ادم عادی نبود... تبدیل شد به یه راهنما با سطح B ، ولی هویتشو پنهان کرد و به عنوان الفا در تیم پاکسازی کننده شروع به کار کرد تنها فردی که ازش با دل و جون متنفره اسپر سطح اس جئون جونگ کوکه "راهنمای گروهم شو و از دستوراتم اطاعت کن، بعدش منو به دروازه ها برسون"بین چهار شکارچی که انگار تشنه ان به خونش.." کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس - دارک فانتزی - ...و شاید مقداری رد فلگ...
All Rights Reserved
#18
فانتزی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • Daddy And Little Girl
  • The miracle of birth
  • ~Where's My Angel❄
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • هل سيعود كل شي...؟
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • CHROMANDA | VKOOK
  • womb of oblivion

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines