A Distant Hazy Light | Kookv

A Distant Hazy Light | Kookv

  • WpView
    Lecturas 4,493
  • WpVote
    Votos 533
  • WpPart
    Partes 20
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación vie, sep 11, 2026
WpInfo
Fanfic
BTS
Universo Paralelo (AU)
Banda y Grupo
Figura Pública: Músico
زندگی تهیونگ هميشه ساده و قابل‌ پیش‌بینی بود. او با بهترین دوستش زندگی می‌کند، درست همان‌طور که همیشه برنامه‌ریزی کرده بود وارد دانشگاه شده و به‌عنوان یک امگای بدون پیوند، مستقل و روی پای خودش وایساده. البته بخشی از درآمدش از این راه تأمین می‌شود که گاهی در دوران رات به آلفاها کمک می‌کند؛ کاری که برایش صرفا یک شغل است... تا زمانی که با مشتری جدیدی روبه‌رو می‌شود. اما وقتی برای همکاری با آلفایی به نام جونگ‌کوک استخدام می‌شود، همه‌چیز از مسیر عادی خارج می‌شود. در حالی که تهیونگ تلاش می‌کند دیوارهایی را که جونگ‌کوک دور خودش کشیده فرو بریزد، اما هرچه بیشتر به جونگ‌کوک نزدیک می‌شود، خودش بیشتر پشت دیوارهایی که از ترس و احساس ساخته پنهان می‌شود. 》Couples : kookv & yoonmin 》Genre : angst, omegaverse, smut, drama, romance
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • 𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ᭡
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • His To Ruin | KookV
  • 𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ]
  • The Smell Of You (KookV)
  • he is my alpha (kookv)
  • "𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲"
  • Before you (I thought I had it all) | KookV
  • Under Fang
  • 𝂡Aegis [Kookv]

𐙚‌ ‌‌ 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝖼𝗁𝗈𝗈𝗅 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 مراسم ازدواج امگا و انیگمایی که هیچ‌کس حتی فکرش رو هم نمی‌کرد جفت هم باشن، تعیین شده بود و اون دو نفر نباید تا قبل‌از پیوند رسمی‌شون هم رو ملاقات می‌کردن؛ اما کی می‌تونست جلوی جونگ‌کوک رو بگیره که به دیدن امگاش نره و به بهانه‌های مختلف نبوسدش؟ البته یه مشکل جدی هم وجود داشت؛ جونگ‌کوک به‌عنوان جفتی که هنوز به تهیونگ اعتراف نکرده بود، بیش‌ازحد مالکانه و بی‌پروا رفتار می‌کرد. شاید امگای آلبالو نباید برای تحریک‌کردنش پیشنهاد به‌هم‌زدن ازدواجشون رو می‌داد‌؟ «کی می‌تونه جلوی من رو بگیره اگه بخوام ردت کنم و بی‌خیال این ازدواج بشم؟» «توی روی جفتت وایستادی و همچین سؤالی می‌پرسی امگا؟» ⚝ Telegram: ‌@Hansuoh

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido