We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
MASTER'S LESSONS (VKOOK)

MASTER'S LESSONS (VKOOK)

  • WpView
    Reads 0
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jul 7, 2026
WpInfo
Fanfic
BTS
Kpop
Horror
Action and Thriller
کیم تهیونگ، رئیس گروه مافیایی و صاحب کازینوهای زیرزمینی که به "ارباب تاریکی" معروفه و به راحتی نمیشه اونو پیدا کرد. توی زندگیش یک راز داره که فقط چند نفر خاص اون رو می‌دونن. داستان از جایی شروع میشه که پدر جونگ کوک میره کازینوی تهیونگ و بدهی بالا میاره. جونگ کوک هم طی اتفاقاتی دچار اختلالی شده. حالا ببینیم چطوری قراره تهیونگ زندگی جونگ کوک رو تغییر بده. بخشی از دیالوگ: _ اطاعت همیشه ذلت نیست بلکه گاهی اولین قدم به سمت بقاست. + به این میگی درس زندگی؟ _ به این میگم واقعیت. + با خریدن آدم‌ها؟ با زندانی کردنشون؟ با ترسوندنشون؟ _ با نشون دادن اینکه دنیا جای قشنگی نیست. چیزو فراموش کن از امروز من بهت یاد میدم که چطور فکر کنی، چطور حرف بزنی و چطور رفتار کنی. یک دفتر خالی هستی که من روش قراره بنویسم. ______________________________ این فیک دارای صحنات خشونت آمیز و دعوا و انتقام های ترسناک و دارکه پس لطفا اگه فکر میکنید رو شما تاثیر میزازه یا حساس هستید این فیک مناسب شما نیست.⚠️❌️ روزهای آپلود: دوشنبه Genre: #action #mafia #drama #angst #smut #revenge #horror #vkook HAPPY END
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Silence
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Losers Club[hyunlix]
  • Us for Us
  • Blockade | محاصره
  • His To Ruin | KookV

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines