We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Curiosity means death.(yoonmin)

Curiosity means death.(yoonmin)

  • WpView
    Reads 95
  • WpVote
    Votes 17
  • WpPart
    Parts 7
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Thu, Jul 23, 2026
WpInfo
Fanfic
BTS
Paranormal
Vampires
Supernatural Creatures
پسری جوون از روی کنجکاوی طبق شایعات وجود قصری بزرگ و نفرین شده به جنگل پا میزاره و چی میشه اگه با چیزی بدتر از شایعات رو به رو شه و برای زنده موندن پیشنهاد هایی بده که حتی تو خواب هم قادر به قبول کردن اونها نبوده پسر با سرنوشتی غمگین و سخت مواجهه آیا میتونه از این فاجعه ای که از سر کنجکاوی خودش به بار اومده جون سالم به در ببره؟ آیا میتونه بازم دوستاش و عزیزانشو ببینه و زندگی آرومشو دوباره پیششون بگذرونه؟ چی میشه اگه با اینکه انتخاب دست خودشه، تصمیمش موندن باشه؟ انتخابش زندگی جدیدش باشه؟ کی میدونه؟.... (متوقف شده)
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • His To Ruin | KookV
  • Silence
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Losers Club[hyunlix]
  • Blockade | محاصره
  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Us for Us

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg

More details
WpActionLinkContent Guidelines