NO | sope

NO | sope

  • WpView
    Reads 3
  • WpVote
    Votes 4
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published about 6 hours ago
"چرا دست از سرم برنمی‌داری؟" "چون تو تنها کسی هستی که بهم نه می‌گه." ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ─── هوسوک پولدارترین، اما در عین حال بدترین پسرِ دبیرستانه. هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه بهش بی‌احترامی کنه، یا حتی سرش داد بزنه، چون بیش از حد ازش می‌ترسن. پدر و مادر هوسوک بی‌وقفه لوسش می‌کنن و خودشون رو بابت کارهاش سرزنش می‌کنن. هر کاری که بکنه تحسینش می‌کنن و هیچ‌وقت هم بهش نه نمی‌گن. اون دلش می‌خواد پدر و مادرش راهنماییش کنن و بهش بگن چه کاری رو انجام بده و چه کاری رو انجام نده. نه اینکه بذارن هر کاری دلش خواست بکنه و بابتش هم پاداش بگیره. حتی اگه یکی رو بکشه، باز هم نازش رو می‌کشن. مشکل دقیقا همینه؛ اون دلش می‌خواد یکی بهش نه بگه. ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ─── یونگی یه پسر معمولیه؛ با نمره‌های معمولی، زندگی معمولی و جواب‌های حاضر و آماده. اون هیچ‌وقت هیچ‌کس رو از حرف‌های گستاخانه‌ش بی‌نصیب نمی‌ذاشت؛ حتی یه پسر پولدارِ بد. و این اواخر، همون پسر پولدارِ بد، حسابی داره روی اعصابش راه می‌ره. پسری به اسم "هوسوک"، تا آخرین حد ممکن کلافه‌ش کرده و یونگی هم هر بار سرش داد می‌زنه و تند جوابش رو می‌ده. اما وقتی اوضاع از کنترل خارج بشه، چی؟
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎
  • « تاراج » « 약탈 »

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines