Black Rose Mansion

Black Rose Mansion

  • WpView
    LECTURAS 74
  • WpVote
    Votos 19
  • WpPart
    Partes 2
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación vie, jul 24, 2026
WpInfo
Ficción
Fantasía
Fantasía Oscura
Criaturas Místicas
Cuentos de Hadas y Mitología
روایتِ رویارویی دو تنهایی؛ یکی که برای عطش زندگی می‌کند و دیگری که برای زندگی، عطش دارد. مه بر بلک‌رز سنگینی می‌کند، چنان که گویی خود عمارت، ریه‌هایش را از آن پر کرده است. در میان این سکوت سفید، جونگ‌کوک، وارث جوانی که از پیش نوشته‌ی زندگی‌اش را بر پیشانی دارد، روزها را با نگاه به پنجره‌های مه‌گرفته می‌گذراند؛ تا وقتی که مردی با چشمانی به رنگ کهربای سوخته، پا به درگاه می‌گذارد. کیم تهیونگ، معلم زبان فرانسه، اما چیزی بسیار بیش از یک معلم. او خون‌آشامی است با ۱۷۰ سال خاطره، که برای فرار از خویش به این عمارت پناه آورده، اما حالا با بویی روبه‌رو شده که حتی خاطرات را هم محو می‌کند: بوی جونگ‌کوک. بوی یک امگا. بوی آغاز یک پایان.
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • 𝕀 𝕙𝕒𝕥𝕖 𝕪𝕠𝕦 ⟡ 𝕁𝕚𝕟𝕂𝕠𝕠𝕜 🏊‍♂️
  • BLACK CROWN ACADEMY
  •  Balyre | Kookv
  • my bunny🐰
  • Coshay / نامیرا
  • Ciara | kookmin
  • Little Rose(kookv)
  • Stalker's Enigma
  • Jasmine After the Rai
  • 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕

​جئون جونگکوک یکی از بهترین ورزشکارهای کره جنوبی بود؛ قفسه‌های خونه‌ش پر شده بود از کاپ‌ها و مدال‌هایی که قدرتش رو موقع مسابقه دادن تایید می‌کردن... بعد از اون‌همه موفقیت، هدفِ اصلیش روی مسابقات انفرادی قهرمانی آسیا قفل شده بود، اما غرور و کما‌لگراییش کلکِ تک‌تک مربی‌هایی رو که سعی کرده بودن بهش درس بدن یا کمکش کنن کنده بود! جونگکوک متنفر بود از اینکه از کسی اطاعت کنه یا غلط‌گیری بشه. ​کیم سوکجین با وجود سنِ کمش، یکی از پرطرفدارترین مربی‌های شنا به حساب می‌اومد. بعد از یه مصدومیتِ فاجعه‌بارِ شونه که بد درمان شده بود و باعث شد سال‌ها پیش المپیک رو از دست بده، از استخرها فاصله گرفت تا به بقیه کمک کنه به رویاهایی برسن که خودش نتونسته بود واقعیشون کنه. وقتی برای مربی‌گریِ جئون باهاش تماس گرفتن، ذره‌ای تردید به خودش راه نداد؛ قطعاً می‌خواست حمایت و تجربه‌ش رو در اختیار اون پسرِ فوق‌العاده و پرقدرت بذاره. ​حیف که هیچ‌کس بهش درباره اخلاقِ خودخواه و مغرور پسر هشدار نداده بود! مربی‌گریِ اون بزرگ‌ترین چالشِ زندگیش می‌شد، اما راستش جین همیشه عاشقِ کارهای سخت بود... 𓇼 ⋆。°✩ 𓆝 🏊🏻‍♂️ 𓆟 ✩°。⋆ 𓇼

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido