We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
His eyes| Vkook

His eyes| Vkook

  • WpView
    Reads 178
  • WpVote
    Votes 27
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published about 23 hours ago
WpInfo
Fanfic
BTS
Kpop
Romance
Dark Romance
(چشم‌های او) من قرار بود قلب کیم تهیونگ رو بکشم... قرار بود بهش نزدیک بشم، کاری کنم بهم اعتماد کنه و درست وقتی که فکر می‌کنه یکی رو داره که می‌تونه بهش تکیه کنه، همه‌چیز رو ازش بگیرم. اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خودم وسط این بازی گیر بیفتم. قرار نبود نگاهش برام مهم بشه. قرار نبود صدای خندیدنش رو دوست داشته باشم یا وقتی ناراحته، بیشتر از ناراحتی خودم اذیت بشم. قرار نبود عاشقش بشم...‌ ولی شدم. و حالا نمی‌دونم چطور باید به مردی که قرار بود نابودش کنم بگم تمام چیزی که بینمون شکل گرفت، از یه دروغ شروع شد... وقتی خودم دیگه نمی‌تونم بفهمم کدوم قسمت از این رابطه دروغ بود و کدوم قسمت، تنها حقیقت زندگی من. ✦ _ شاید احمقانه باشه.... اما من عاشق کسی شدم که فقط چشمهاش رو دیدم. + اگه صاحب اون چشم‌ها... من باشم چی؟ ✦ _ تو مال منی جونگکوک و هیچ‌کس نمی‌تونه منکرش بشه....حتی خودت هم نمی‌تونی انکارش کنی... بدنت،خنده‌هات، اشک‌هات، نگاهت، دست‌هات، گرمای آغوشت و همه وجودت برای منه و من قول میدم عاشقانه همه وجودت رو بپرستم..
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • • 𝗥𝗲𝗳𝗹𝗲𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 𝗢𝗳 𝗠𝗲 | 𝗝𝗶𝗻𝗞𝗼𝗼𝗸
  • Sour Candy [Yoonmin~Full]
  • Let go(S1)
  • Amor
  • ᴍᴏᴏɴ ꜱᴛ𖢄ɴᴇ
  •   🧛🏻‍♂️A real manhwa🧛🏻‍♂️                               [کامل شده]
  • جرمی به اسم تفاوت
  • Blue Feelings [NamJin] [Completed]
  • secret
  • the Second son

انسان همیشه انعکاس خودش رو توی آب، آیینه یا هرچیز شفاف دیگه‌ای نمی‌بینه. گاهی وجود یک آدم دیگه، یک خاطره یا حتی ریختن یک اشک باعث می‌شه بتونه انعکاس خودشو ببینه؛ خود گمشده، عشق گمشده و زندگی گمشده‌اش رو پیدا کنه! "انعکاس من" نقطه‌ی تقابل جونگ‌کوک جدید و جونگ‌کوک قدیمه. همون جایی که بالاخره خود 3 سال پیشش رو ملاقات می‌کنه تا شاید بتونه تکه‌های شکسته‌ی پل رو از نو بسازه. -تکه‌ای از متن- -- فوت کن دیگه، منتظر چی هستی؟ با چشم به قاصدک اشاره کرد. لب هامو غنچه و با تمام توانم قاصدک رو فوت کردم و به رقصش همراه باد خیره شدم. -- از اینکه کنارتم. با زمزمه‌ش و برخورد هوایی که از دهنش خارج می‌شد با گوش چپم، لرزی به بدنم اتاد. بهش نگاه کردم و ادامه داد: خوشبختم.. ⤌کاپل: جین‌کوک ⤌ژانر: درام، رمنس ⤌نویسنده: ᴀʀɢᴏɴ ⤌روزهای آپ: شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها

More details
WpActionLinkContent Guidelines