_ IN YOUR CAGE _

_ IN YOUR CAGE _

  • WpView
    Bacaan 55
  • WpVote
    Undian 10
  • WpPart
    Bahagian 4
WpMetadataReadMatangSedang Ditulis
WpMetadataNoticeTerakhir diterbitkan Ahd, Ogo 16, 2026
WpInfo
Fiksyen Peminat
BTS
Romantika
Romantika Gelap
Musuh kepada Kekasih
اینجا همه تو قفس اند ، یکی تو قفس زندان ، یکی تو قفس خونواده ، یکی تو قفس قدرت ، یکی تو قفس وظیفه ، یکی تو قفس اجباریت و یکی هم تو قفس عشق ! اینجا هیچ پرونده یی کامل نیست ، هر آدمی حقیقتی رو پنهان کرده و هر حقیقت بهای خودش را دارد. _ بازی موش و گربه برای بچه هاست ، اینجا بازی مرگ و زندگیست ، بازی شروع شد ...! _ میدونی سخت‌ترین قسمتش کجاست ؟ اینکه در قفس بازه ولی نمیتونی تصمیم بگیری بیای بیرون یا بمونی ! + انتخاب تو چیه ؟ میخوای بیای بیرون ؟ _ فکر نکنم ! اسم : در قفس تو کاپل : کوکوی ساب کاپل : یونمین ژانر : دارک رومنس ، جنایی ، مافیایی ، روانشناسی ، درام‌‌ ، انگست ، هپی اند
Hak Cipta Terpelihara
Jom sertai komuniti bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang diperibadikan, simpan cerita kegemaran anda ke dalam Pustaka anda, serta beri komen dan undi untuk mengembangkan komuniti anda.
Illustration

Anda juga mungkin menyukai

  • �•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ
  •  FALL / سقوط
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • FEAR 1996
  • Can't you see me?
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • My little boy in pain
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • Sunny Day ☀️

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg

Maklumat lanjut
WpActionLinkGaris Panduan Isi