We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
knife marks

knife marks

  • WpView
    Reads 178
  • WpVote
    Votes 48
  • WpPart
    Parts 7
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published about 7 hours ago
WpInfo
Fiction
LGBTQIA+
Gay
Bisexual
Romance
◤━━━━━━━━━ ⟡ ━━━━━━━━━◥ 𝐊𝐍𝐈𝐅𝐄 𝐌𝐀𝐑𝐊𝐒 「ردِ چاقو」 تو سن کم، سرآشپز شده بود، اونقدر معروف و خوب بود که رستورانش سه ستاره ی میشلن رو گرفته بود، همه چیز آروم بود زندگیش داشت جوری که دلش میخواست پیش میرفت، اما چی میشه اگه یه روز ، بزرگترین مافیای کره بخاطر کینه ی قدیمی ای که با خانواده ی کوک داشتن، اون رو بدزده و ازش به عنوان اهرم فشار استفاده کنه در صورتی که کوک اصلا حتی نمی‌دونسته پدرش در اصل چجوری آدمیه؟ . . برشی از فیک: -نه..نه نه نه، تهیونگم، ته...ته چشماتو نبند خوشگلم نه نکن تروخدا نکن تروخدا نبند چشماتو منو ببین، منو ببین عشقم اومدم، اومدم روبیم، اومدم قسمت میدم چشماتو نبند. همونجور که اشک می‌ریخت و می‌لرزید پشت سر هم می‌گفت و سر تهیونگ رو محکم به سینش فشرد، سرمای هوا و برف هایی که حالا بخاطر خون تهیونگ قرمز شده بود همش رو لرزش تن کوک اثر میذاشت و حال کوک و بدتر میکرد. شروع به هق هق کرد و با صدای بلند شروع کرد به داد زدن - به خدا قسم، به خدای تهیونگم قسم، به خالق تنها ستاره ی زندگیم قسم، اگه بخواب برم و وقتی بیدار میشم تهیونگم کنارم نباشه، خودم با دستای خودم میکشمتون، تک تکتون رو. . . ◣━━━━━━━━━ ⟡ ━━━━━━━━━◢ ✧ Writer Loira ✧ Couple Vkook • Yoonmin ✧ Genres Mafia • Cook
All Rights Reserved
#544
mafia
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • • I'm fine (save me) •
  • My vampire / خوناشام من
  • Pinocchio •KookV🔗
  • stalker|kookmin
  • Cold king
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐮𝐭𝐡 𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐨𝐫𝐝𝐬 (completed)
  •   Testicle Asylum(ورس)
  • he is my alpha (kookv)
  • I believe myself
  • take off your mask 🎭

'One shot' هر روز به این فکر میکنم اگه من نباشم... روزی از روی زمین محو بشم...... زمین حس میکنه؟... اطرافیانم دلتنگم میشن؟... کسی دلش برام تنگ میشه؟... چقدر طول میکشه تا والدینم به نبودنم عادت کنن؟... عزیزترین هام که تا جای زیادی فقط به خاطر اونازندگی کردم چه بلایی سرشون میاد؟.... کسی از رفتنم ناراحت میشه یا خوشحال ... فرق نمیکنه؟... الان که هستم کسی هست منو حس کنه؟... همینطور که هستم...با تموم کمی و زیادیم...زمین وزن منو حس میکنه؟... دلم میخواد برای یه مدت ناپدید بشم تا همه اینارو ببینم... شاید تصمیم گرفتم که دیگه مرئی نشم.... شاید خیلی ضعیفم و شجاعت کافی برای زندگی کردن ندارم.... شایدم فقط از جنگیدن خسته ام.... Fatna..... _________________ couple: kookv Genre: angst , romantic , mysterious , sad end writer: FATNA🌌 1400/01/25 بخونید ، پشیمون نمیشید....:)))💔🥀

More details
WpActionLinkContent Guidelines