Dahlia | Taegyu

Dahlia | Taegyu

  • WpView
    Lecturas 16
  • WpVote
    Votos 1
  • WpPart
    Partes 5
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación sáb, sep 12, 2026
WpInfo
Fanfic
TOMORROW X TOGETHER (TXT)
Kpop
Romance
Fantasía
↱ 𝗡𝗮𝗺𝗲 : Dahlia ᝡ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : Taegyu ᝡ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : Romance, Fantasy, Smut ᝡ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Setayesh ᝡ 𝗨𝗽 𝗗𝗮𝘆 : شنبه ╭┈┈⭒┈┈┈⭒┈┈┈⭒┈┈⭒ ╰⭒➛ 𝗦𝘂𝗺𝗺𝗮𝗿𝘆 : شما چقدر به دنیای سوپرنچرال‌ها اعتقاد دارید؟ دنیایی با حضور جادوگر‌ها، گرگینه‌ها و "خون‌آشام‌ها" دنیایی که انسان‌های کثیف، داخلش پاک‌ترین موجودات به شمار بیان. فکر می‌کنید، عشق توی چنین دنیایی چه شکلیه؟ همه میگن دالیا نماد عشق ابدی و تعهده. اما این عشق ابدی، تو دنیایی که روی خون استواره، چقدر دووم میاره؟
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • Lovelorn
  • My little boy in pain
  • Lunafloraⱽᵏ | لونافلورا
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Losers Club[hyunlix]
  • Little Hyung | هیونگ کوچولو
  • SOLUS
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido