AFTER THAT NIGHT

AFTER THAT NIGHT

  • WpView
    Reads 203
  • WpVote
    Votes 24
  • WpPart
    Parts 4
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Sep 21, 2026
WpInfo
Fanfic
BTS
Alternate Universe (AU)
Band and Group
Famous Figure: Musician
.همه‌چیز از یک شب شروع شد دوازده سال بعد، بازگشت تهیونگ به گیجانگ گذشته‌ای را دوباره زنده می‌کند که هیچ‌وقت ...واقعا تمام نشده بود ☾ Couple: KookV Mature Romance • Slow Burn • Mystery • Smut • Happy Ending
All Rights Reserved
#1
persian
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Amada, KookV
  • Savior/مُـنـجـی𖤐
  • 𝖬𝖺𝗀𝗂𝖼 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖻𝗋𝖺𝗋𝗒 ✔︎「KV」
  • 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧| 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤
  • My little boy in pain
  • The last survivors
  • vagrant
  • Jesus Look At Me | مسیح به من نگاه کن
  • trauma. [drugs 2]
  • 𝙱𝙻𝙾𝙾𝙳 𝙰𝙽𝙳 𝙻𝙾𝚅𝙴..

"آمـادا" 《_خب خب، پس این‌جا یک رمال قلابی داریم درسته؟و این رمال کوچولو‌ی قلابی قراره جی‌کی رو لو بده. هوم... جالبه. با چهره‌ای متفکر گفت و دستش رو زیر چونه‌اش زد. توی همون پوزیشن دور صندلی می‌چرخید و با پوزخند خیره به وضعیت پسر مقابلش بود. تهیونگ با همون نگاه تخس توی چشم‌هاش زل زد و با پوزخندی تقریباً شبیه به خود مرد گفت: _آدم باهوشی هستی... و اگه واقعا باهوش باشی من رو بی دردسر ول می‌کنی که برم، مگرنه معلوم نیست هروقت رها شدم قراره چندسال آب خنک بخوری جی‌کی! _که این‌طور... جونگکوک متفکر گفت و با آرامش روبه‌روی صندلی پسر ایستاد، درحالی که سرش رو کمی به سمت راست کج کرده بود با نگاه موذیش تو چشم‌های تهیونگ خیره شد و گفت: _واست برنامه‌ها دارم رمالِ کوچک! تهیونگ که دیگه داشت عصبی می‌شد چشم‌هاش رو محکم بست و با لحن حرصی گفت: _این دست و پاهای فاکی رو باز کن تا برنامه رو نشونت بدم هرکول، بالاخره که از این جهنم می‌رم بیرون. جونگکوک با همون پوزخند که از نظر تهیونگ عضو جدانشدنی از صورتش بود، به پسر کوچک‌تر خیره شد و درحالی که به سمت در بزرگ آهنی می‌رفت گفت: _هیچ‌جا نمی‌ری، این‌جا می‌مونی!》 کاپل: کوکوی، یونمین و... ___ ژانر: جنایی، رمنس، انگست، اسمات

More details
WpActionLinkContent Guidelines