Sorrowborn

Sorrowborn

  • WpView
    Reads 244
  • WpVote
    Votes 75
  • WpPart
    Parts 6
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published less than a minute ago
WpInfo
Fiction
Mystery
Noir
Romance
Dark Romance
Name: 𝖲𝗈𝗋𝗋𝗈𝗐𝖻𝗈𝗋𝗇 Couple: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝖵 × 𝖩𝗂𝗇𝖬𝗂𝗇 × 𝖲𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 • 𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾 • 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 • 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 • 𝖲𝗆𝗎𝗍 • 𝖲𝖾𝖼𝗋𝖾𝗍 چهار سال دوری، چهار سال سکوت... اما بوی ارکیده هیچ‌وقت از ذهن یک انیگما پاک نشد. فرمانده ارشد پلیس بین‌الملل، بعد از چهار سال، با قدرتی بیشتر و در حالی که با یک آلفای هم‌طبقه خودش نامزد شده، به کشور برمی‌گرده. اما چیزی که پیدا می‌کنه، آخرین چیزی بود که انتظارش رو داشت؛ امگای نازکرده‌اش دیگه اون پسر لوس و وابسته نبود. حالا با امگایی روبه‌رو میشه که با چنگ و دندون و هویتی پنهان، میون خون و انبارهای تسلیحات سازمان زنده مونده و بزرگ شده؛ کسی که دست‌هاش از کار تاول زده، هر شب از شدت سردرد خون‌دماغ میشه، اما هرگز سر خم نمی‌کنه. هم‌زمان با بازگشت فرمانده، پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای «کد فرشته» سایه‌اش رو روی پایتخت کره می‌اندازه. بازی خطرناکی آغاز میشه که پای یک دادستان بی‌رحم رو هم به زندگی اونها باز می‌کنه؛ مردی که امگای ارکیده رو هدف گلوله‌ی زندگی قرار میده و شاید برعکس..!
All Rights Reserved
#21
angst
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝑮𝐚𝐦𝐞 𝑹𝐚𝐧𝐠𝐞 || 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
  • 𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️
  • Hot, Like Ice {کامل‌شده}
  • 𝑵𝑪𝑰 (𝑺1)
  • The Seven Deadly Sins #2: Wrath
  • Bloody Sign
  • Again for
  • One touch(Vkook)

❦︎ عاشقانه‌ی جـناییِ یک دزد تلفن همـراه و یک رهگذرِ دانشجـو! ❦︎ فصل اول و دوم کامل شده ❦︎ چاپ شده ༄~•~•~•~•~•~•~•~•~༄ ‌ ❤️بخـشــی از فیــک❤️ _یادته اولین باری که هم‌دیگه‌ رو دیدیم؟ _و من هر بار بعد از دیدنت از نو متولد می‌شدم؟ _یادته اولین تصویرِ خوشرنگِ جهانِ من شدی؟ _جهانی که توش فاصله ی ما به اندازه ی یه ترازوی شکسته بود. _به اندازه ی چندتا بسته ی فال و دستمال کاغذی.. _یه دمپاییِ گلی و فرچه‌های کثیفِ کفاشی... _اینکه دزدیِ یه تلفنِ همراه ما رو سر راه هم قرار داد _اینکه دست دزدم رو گرفتم و فرار کردم _اینکه شدیم پشت هم.. _پناه هم، خونه‌ی هم، هم خونه‌ی هم... _از هم گذشتیم و ناجی شدیم برای جون هم! _آخه مگه میشه یه روز این داستانِ عاشقانه تموم شه؟ _حتی اگه بسوزیم باز هم خاکسترهامون توی هوا عشق بازی می‌کنند. "دلم یک نفر را می‌خواهـد که وقت آمدنش تنهایـی‌ام را بدزدد من قلبـم را به گردالـی‌هایش ببافـم او لبخندهایش را به آرزوهـایم" ༄~•~•~•~•~•~•~•~•~༄ ❤️نام فیک: محدوده‌ی بـازی ❤️کاپل: کوکمیـن ❤️ژانر: رمنس، جنایی، تریلر، مافیا، انگست، اسمات

More details
WpActionLinkContent Guidelines