Dauphin
  • WpView
    Reads 42
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Sep 21, 2026
WpInfo
Poetry
..... آئورا با لبخند زیبایی که روی لب هایش نشست بود برگشت سمتش و پرسید : چی..؟ این یعنی چی دست های دختر رو رو بین دست هایش گرفت و با نگاهش که عسلی چشمانش بیشتر از هر زمانی دیگری می‌درخشیدن به چشماش خیره شد و لب زد : اسم یه آلهه یونانی به نام خدا نسیم سپیده دم به معنای آرامش سحر... تو برام همینی آئورا مثلا همون نسیم خنک صبحگاهی که با وجود تمام خستگی و خواب‌آلودگی از لمسش لذت میبرم هموقدر آرامش بخش همون قدر لطیف و دست نیافتنی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ....تو اون آدمی که می‌شناختم نیستی بدون توجه به لب های که از بغض می‌لرزیدن بیشتر روی صورتش خم شد و با نگاهی سردی که یخ زدگی اش تا عمق قلب دختر نفوذ کرد به چشمای معصومش خیره شد و با لحنی که به خشکی صحرای بی پایان بود گفت : آدمی که تو می‌شناختی همون لحظه ای که پات رو از اون کالسکه بیرون گذاشتی مرد درحال آپ......
All Rights Reserved
#5
رمان
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • بوسان ٫٫٫٫Bosan
  • Daddy bear doll
  • Love is an  illusion
  • Dauphin
  • your shadows[vkook]
  • silk protector
  • احساسات ماه
  • احساسات ماه 2
  • "رُک"

استریت اتمام یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines