Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
❦︎ عاشقانهی جـناییِ یک دزد تلفن همـراه و یک رهگذرِ دانشجـو!
❦︎ فصل اول و دوم کامل شده
❦︎ چاپ شده
༄~•~•~•~•~•~•~•~•~༄
❤️بخـشــی از فیــک❤️
_یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم؟
_و من هر بار بعد از دیدنت از نو متولد میشدم؟
_یادته اولین تصویرِ خوشرنگِ جهانِ من شدی؟
_جهانی که توش فاصله ی ما به اندازه ی یه ترازوی شکسته بود.
_به اندازه ی چندتا بسته ی فال و دستمال کاغذی..
_یه دمپاییِ گلی و فرچههای کثیفِ کفاشی...
_اینکه دزدیِ یه تلفنِ همراه ما رو سر راه هم قرار داد
_اینکه دست دزدم رو گرفتم و فرار کردم
_اینکه شدیم پشت هم..
_پناه هم، خونهی هم، هم خونهی هم...
_از هم گذشتیم و ناجی شدیم برای جون هم!
_آخه مگه میشه یه روز این داستانِ عاشقانه تموم شه؟
_حتی اگه بسوزیم باز هم خاکسترهامون توی هوا عشق بازی میکنند.
"دلم یک نفر را میخواهـد
که وقت آمدنش تنهایـیام را بدزدد
من قلبـم را به گردالـیهایش ببافـم
او لبخندهایش را به آرزوهـایم"
༄~•~•~•~•~•~•~•~•~༄
❤️نام فیک: محدودهی بـازی
❤️کاپل: کوکمیـن
❤️ژانر: رمنس، جنایی، تریلر، مافیا، انگست، اسمات
• Persian Translation
🔥 فیک ترجمه ای توسط چانبک وورلد
📎 Telegram Link: @chanbaekworld
✨ نویسنده :yeolimerent
📎 Wattpad Link: https://my.w.tt/GUMd6ENxuT
خلاصه:
پارک چانیول پسری که والدینش رو در حمله ای از دست داده به سئول میره تا مردی که پشت قضایاست رو پیدا کنه.
حالا چی میشه اگر اون مرد، پدر گمشده ی دوست پسره چندین سالش،بکهیون، باشه..
یعنی بکهیون تحمل تاوان پس دادن رو داره؟
_______
آتش خشم درونش اون رو طی این چند سال زنده نگه داشته بود.
و وقتی من اومدم فکر کردم میتونم بالاخره این آتش رو از اون مهار کنم.
اشتباه میکردم. حتی شعله ور ترش کردم.
✖️ این فیک به افراد زیر 18 سال توصیه نمیشود.
Name: Hot Like Ice [ییجان]
Genre: Romance, Mystery, Smut
Type: Yibo Top
«میتونم همین الان و همینجا بکشمت ! چون ده سا ل از عمرمو کشتی!
سعی نکن جلوی من وایسی و شاخ و شونه بکشی!
چون تو هنوزم همون بچه دبیرستانیه عقده ای هستی که روان مریضت از آزار دادن آدم پولدار ها ارضا میشه!»
قصه مردی که آسیب دیده؛
کسی که برای درمان زخم هاش به سمت کسی که باعث و بانیشِ برمیگرده.
اما میتونه به راحتی ِ پیش بینی هاش انتقامش رو بگیره؟!
ترس، وحشت، حس نا امنی... اینها تمام احساساتی بودن که تو دل تک تک قربانیاش به وجود میآورد...
هیچکس حتی فکرشم نمیکرد که زیر آسمون خاکستری نیویورک، تو خونه ای درست مثل بقیه ی خونه ها، قاتلی زندگی کنه که زندگی قربانیاش دستش باشه...
که با یه اراده جونشونو از بدنشون خارج کنه...
هیچکس خبر نداشت، تا وقتی که جنازه ی دو تا خانواده تو اون خونه پیدا شد...
دو تا خانواده، از کوچیک و بزرگ، دراز به دراز هم روی فرش آبی افتاده بودن و رنگشون از دیوار ها ام سفید تر بود...
حالا نیویورک داشت اتفاق جدیدی رو میدید...
قاتلی که حتی پلیسم نمیتونست پیداش کنه..!
ژانر: هیجانی، رمنس، رمزآلود، معمایی
شخصیت های اصلی: کیم تهیونگ، جونگ کوک، کیم کای، رز، راشل، اسپنسر
- از چی اینقدر میترسی، کبوتر بیپروای من؟
- بودنت منو بیپروا میکنه، نبودنت منو میترسونه. بیپروام تا زمانی که تو کنارم باشی، وقتی نیستی از همهچیز میترسم.
⇠❝ نام فیکشن: Check Mate ⛓
⇠❝ ژانر ⇠ مافیایی، رمنس ، اسمات🔞، جنایی، انگست، مهیج
⇠❝ کاپل ⇠ Vkook, Hopemin
⇠❝ نویسنده ⇠#Yuna
⇠❝ شطرنج بازی به مثال بالرینی بیپروا، شیفتهی تضاد خونههای مشکی و سفید شطرنج، ناخواسته از طرف دو رئیس مختلف از دو بند مافیایی به یک بازی دعوت شده بود. دعوت شده به بازی از طرف دو رئیس مختلف از دو بند مافیایی، یک نفر تشنه به خون تن اون پسر و یک نفر تنشه به عطر تن اون پسر؛ توی این صفحهی شطرنج همه مهرهی بازی بودند و فقط دو گرداننده مقابل هم قرار میگرفتند، اما چه میشد اگر روزی جایگاه مهرهها با گرداننده عوض میشد و اون پسر مقابل کسی قرار میگرفت که روزی، بهش دلباخته بود؟ آیا اینبار هم در بازی عشق و زندگی میباخت؟
- داری باهام بازی میکنی.
- از بازی کردن خوشم میاد.
- چه نوع بازی؟
- بازیای که هر خطش با اشک و خون نوشته بشه، با خط و خراش، زخم و درد، کبودی و رنج. امشب صفحهی این بازی تن منه و قلم انگشتهای تو!
کنت وانگ جوان ناگهان متوجه می شه که باید با دوک جوان شیائو ازدواج کنه.
کسی که دوست دوران کودکیش بوده. اما همسرش؟ آخه چرا؟؟؟
انگار جفتشون توی یه دام افتادن تا توی یه ازدواج بی ثمر بپوسن و این باعث می شه که هردوشون توی ازدواجشون جوری گند بزنن که... کشته بشن
آره اونا مردن. هر دوشون.
اما اگه یه فرصت دیگه به کنت جوان داده بشه، می تونه از سرنوشت مزخرف قبلی خودشو نجات بده؟
اون دوباره به زندگی برگشته تا....
ژانر: معمایی، رمانتیک، کلاسیک