ARTEMIS
  • WpView
    Reads 627
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jun 21, 2015
اون اسيبا منو خرد کردن!زندگيمو!دنيامو!اين منو عوض کرد!من از سنگ شدم!خودم نخواستم!ولي يه لايه ي سنگي رومو پوشوند تا بهم آسيب ديگه اي نرسه!ولي فقط از من محافظ نکرد در قبالش يه چيزي رو از من گرفت!عشق!محبت!احساساتم!اينا چيزايي هستن که ديگه تو زندگي من معني نداشتن...تا وقتي که يکي منو نجات داد! يه چيزي!دوتا چشم!
All Rights Reserved
#15
1diran
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • نفرین شیرین
  • ♨My Hope_Vkook♨
  • 𝓜𝔂 𝓢𝔀𝓮𝓮𝓽 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓢𝓽𝓸𝓻𝔂  🌙
  • °Endless love ~ عشق بی‌پایان°
  • Hope (Complete)
  • It's my baby
  • My silver omega/Minsung
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐁𝐨𝐨𝐤
  • وحشی. Savage
  • Forgive Me

جنگکوک :امگایی که خیلی زیبایه ولی به همون اندازه دست نیافتنی اون جلو همه الفاها وایمیسته و هیچوقت سرخم نمیکنه تهیونگ :الفایی که هرشب با یک امگایه و هیچکس جرعت مقابله باهاشو نداره و هر چیزیم که بخواد به دست میاره چی میشه اگه این دوتا روبه رویه هم قرار بگیرن؟؟؟ *قسمتی از فیک * "بلاخره مال من میشی تا کی میخوای فرار کنی؟؟؟" "توهم مثل بقیه الفاها هرزه ای ولی من بلدم چجوری ازیه الفا تبدیلت کنم به یه امگا "

More details
WpActionLinkContent Guidelines