Story cover for Co-Worker by 1dfanfiction_iran
Co-Worker
  • WpView
    Membaca 3,423
  • WpVote
    Vote 217
  • WpPart
    Bab 8
  • WpView
    Membaca 3,423
  • WpVote
    Vote 217
  • WpPart
    Bab 8
Bersambung, Awal publikasi Jun 23, 2015
داستان پیچیده ی زندگی یه دختر ساده که کاملا اتفاقی وارد زندگی اعضای وان دایرکشن میشه و مجبور میشه تصمیماتی بگیره که راه زندگیش رو کاملا عوض میکنه.
داستانی پر از هیجانات و اتفاقات غیر منتظره،دوراهی ها،اشک ها،خنده ها و کمی عشق میان این آشوب.




trailer→ https://youtu.be/xQ-DBCAB34Y
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan Co-Worker ke perpustakaan Anda dan menerima pembaruan
atau
#399harrystyles
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  oleh purple-prince
23 bab Bersambung
نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من
color palette oleh phoebe_ym
50 bab Bersambung
تو دنیای جدیدی روی صفحه ترسیم کردی و من رو دلباخته کردی. حالا پسری از جنس خودت داره هوش از سرم میبره، صادقانه بگم من تسلیمم. Fiction: Color palette Couple: Taejin, Nammin Genre: Dram, Angst, Romance, Smut ^every tuesday^ خلاصه: تونسته بود او رو فراموش کنه ولی حالا کل کائنات دست به دست هم دادن تا از خیال باطل درش بیارن. نمیفهمید یا نمیخواست بفهمه که اون خیلی وقت بود با تار و پودش گره خورده و حالا دلفریب تر از همیشه برگشته، ولی این دفعه با همون قلمویی که سعی میکرد از دستش جداش کنه. _مشتاق دیدار جناب سوکجین. _شمارو میشناسم؟ پوزخندش گواه هیچ چیزی نبود. _آره، فقط یه کوچولو یاداوری میخواد. کیم وی هستم، وی خالی. نگاهی بین دستی که به سمتش دراز شده بود و صورتی بی حس که پوزخند بی حالتی اون رو زینت داده بود، رد و بدل کرد. میخواست... میخواست از اون چشم ها چیزی بخونه، اما نمیتونست. همدیگه رو میشناختن؟ یادش نمیومد. _حالا وی خالی تو چی هستی؟ خدا؟ فرشته؟ یا اینکه الهه مرگ؟ _من میتونم حتی از اون بدتر باشم. _جالبه، موفق باشی. -Taejin- *** ادامه در آبنبات؛+++ ☆فوبی
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
red gun/vkook  cover
I'm not g!y cover
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  cover
MY BOY cover
color palette cover
∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە cover
Our runaway love💘 cover
Lips on your skin|Kookv cover
مجموعه گودال سیاه cover
عَلى غَفلة VK√ مكتملَة ° cover

red gun/vkook

41 bab Bersambung

-اسلحه سرخ- هیچوقت فکر نمیکردم عاشق اون مزاحمی که برام نود فرستاد بشم.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل اصلی:تهکوک • فرعی:یونمین •پایان یافته•