Lasting love

Lasting love

  • WpView
    LECTURAS 4,065
  • WpVote
    Votos 144
  • WpPart
    Partes 9
WpMetadataReadConcluida lun, jul 13, 2015
عشق ماندگار...... يک عشق حقيقي...... دنيا مارو به هم ميرسونه اين اولين داستانيه که دارم مينويسم سن زيادي ندارم 14،15سالمه اما هميشه ارزوي نوشتن يه داستان رو داشتم اين داستان حقيقي نيس اما اسم هاش از رو شخصيت واقعي همينطور رفتاراشون اين داستان درباره ي دختري شيطون و بازيگوش هست که توي دانشگاه با يه پسر بسيار جدي و جذاب روبرو ميشه... اسم شخصيت دختر داستانمون ياسمنه و اسم پسر شخصيت داستانمونم علي..... بريم داستان بازي گوشي اين دخترو بخونيم.... اگه اشتباهي تو داستانم داشتم به بزرگي خودتون ببخشيد اين اولين داستانه که مينويسم...
Todos los derechos reservados
#10
cry
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • THE SECRET HUSBAND
  • ❌ دلبـــر  ❌
  • My Sin
  • 💎Crystalline💎
  • معشوق رقیب|مافیایی
  • Rose and whiskey🥃
  • UNOV || KookV
  • My Precious Trust || vkook|| Sezon1
  • The bittersweetness of a glance
  • Belong to Alpha || متعلق به آلفا
  • wall breaker
  • 𝐊𝐈𝐒𝐒 𝐒𝐂𝐄𝐍𝐀𝐑𝐈𝐎
  • POLYMERIC
  • CHROMANDA | VKOOK
  • Paris Is Dead(VKook/KookV)
  • 🌌Do Not Look At Me_VKOOK🌌
  • Undertaker (COMPLETED)
  • fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇
  • خۆشەویستی

[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido