Story cover for Kidnapped by hivah78
Kidnapped
  • WpView
    Прочтений 827
  • WpVote
    Голосов 66
  • WpPart
    Частей 10
  • WpView
    Прочтений 827
  • WpVote
    Голосов 66
  • WpPart
    Частей 10
В процессе, впервые опубликовано июл. 24, 2015
این اولین داستانه منه امیدوارم خوشتون بیاد
Все права сохранены
Подпишись, чтобы добавить Kidnapped в свою библиотеку и получать обновления
или
Требования к контенту
Вам также может понравиться
ولیعهد سرکش от samirabagha
45 Части В процессе
بوی خون و مرگ در اطرافم پیچیده بود، دشمن از هر طرف محاصره شده بود، سربازان و ژنرال‌های قدرتمند همگی برای نجات جانشان زانو زده و تسلیم شده بودند و من به او خیره شده بودم؛ جسم زخمی و عصیان‌گری که همچنان در برابر فوج عظیم سربازانم می‌جنگید. شاید در نگاه سربازانم تنها رقص ماهرانه شمشیرش به چشم می‌آمد اما من میتوانستم ناامیدی، خستگی و حتی ترس را از چشمانش بخوانم. محبوب سرکش و عاصی من.... در بحبوحه جنگ شیلا و بکجه، یونگی ولیعهد بکجه مجبور به انتخابی سخت می‌شود؛ قربانی شدن مردم و سربازانش یا قربانی شدن سرنوشتش و البته که ولیعهد سرکش ما مقام خود را در راه نجات مردمش فدا می‌کند. امپراطور شیلا شرط سختی پیش پای یونگی میگذارد؛ قتل‌عام سربازان و مردم بکجه یا واگذاری ولیعهدی و ازدواج با برادر کوچکتر امپراطور شیلا.... داستان در دنیای امگاورس اتفاق می‌افته و البته که این اولین فیک و تجربه من هست.
𝑴𝑶𝑳𝑻 от panikamm
91 Часть В процессе
"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "کوکمین، تهگی" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• _نگران نباش، این مرد... سر چرخوند و خیره به تصویر جونگکوک که داشت اسلحه اش رو به جلیقه زیر کتش برمیگردوند و همزمان با یکی از افرادش صحبت میکرد، با لبخند شروری ادامه داد: _رام من خواهد شد. پسر بزرگتر با حالت کنایه واری چشم هاش رو چرخوند و دوباره دست هاش رو به سینه اش زد: _فقط یه احمق مثل تو می‌تونه دنبال رام کردن مردی مثل اون باشه! پسر کوچکتر ناخودآگاه خندید و بعد دوباره نگاهش رو به سمت اون کشید و با حالت تمسخر آمیزی تکرار کرد: _مردی مثل اون؟ منظورت چیه؟! پسر بزرگتر با نگرانی محو این پا و اون پا کرد: _اون کاپیتان تیم الفاست، یه هیولاست! اما تو...داری باهاش مثل یه عروسک بازی می‌کنی! _در اینصورت...هیولای واقعی من نیستم؟! پسر کوچکتر با لبخند شرورانه ای پرسید و باعث شد پسر بزرگتر پیشونیش رو با کلافگی ماساژ بده. این پسر حرف حساب حالیش نبود. ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وضعیت: درحال آپ
Вам также может понравиться
Slide 1 of 10
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
The Tainted Gem cover
Give me back my camera cover
ولیعهد سرکش cover
Freeze Frame cover
𝑴𝑶𝑳𝑻 cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
котёнок. cover

Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv»

10 Части В процессе

چندشاتی و وانشات‌هایی که شامل فیک‌چت و توییت هم میشن رو میتونی برای سرگرمی اینجا بخونی خوشگلم.🍀✨️ ویکوک/کوکوی/ورس در همه ژانر. بجز انگست زیاد و سداند.☝🏼 بفرمایید داخل🎀