Story cover for never by 1a101kp
never
  • WpView
    MGA BUMASA 896
  • WpVote
    Mga Boto 115
  • WpPart
    Mga Parte 10
  • WpView
    MGA BUMASA 896
  • WpVote
    Mga Boto 115
  • WpPart
    Mga Parte 10
Ongoing, Unang na-publish Aug 03, 2015
این داستان درمورد لیام پین یک خون آشام پانصد ساله هستش که طلسم شده.
و تنها یک چیز طلسم را باطل میکند و آن...
All Rights Reserved
Sign up to add never to your library and receive updates
o
Mga Alituntunin ng Nilalaman
Magugustuhan mo rin ang
HE IS MY SON (hybrid seasen) ni lovestory_goli
3 parte Ongoing
خلاصه داستان معروف⬅️ (اون پسر منه *فصل دورگه ها*): تیارا دختری ایرانیست که به دلیل مشکلات مالی تصمیم میگیرد رحم خود را به خانواده ای ثروتمند و خارجی اجاره دهد...ناآگاه از اینکه نوزادی🐺 را در رحم خود پرورش میدهد که خون خوار،و از خانواده ای #خون_آشام است...🧛‍♀🧛‍♂🔮 تیارا بعد از فهمیدن حقیقت و آنکه حالا خانواده نوزاد داخل رحمش به دست دشمن دور و دیرینه خود کشته شده اند،در دل اتفاقاتی سخت و دشوار که به دست دشمن دیرینه رقم میخورد می افتد... *** ژانر 📚: خون آشامی ، اکشن ، رمنس ، انگست ـ.. کاپل های داستان👫: girl and boy سلام عزیزای دلم *گلی * هستم نویسنده فن فیکشن و رمان😍 اومدم با یه داستان کاملا جدید و بشدت جذاب تا باهم کلی خوشبگذرونیم و غرق فضای جذاب داستان بشیم!!😍🤩 امیدوارم دوستش داشته باشید و به دوستاتون هم معرفیش کنید❤️💓 منتظر نظرات و انتقاداتون هستم😘👋🏻 (برای اطلاعات و ارتباط بیشتر به کانال تلگرام سربزنید😍) @lovestories_goli
ENCOUNTER ni ukiyostory
52 parte Kumpleto
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original
The sweet torment of love ni mobinaMoshtagh
39 mga parte Ongoing
اسم بوک^^عذاب شیرین عشق ژانر^^عاشقانه ♡امپرگ♡ومپایر♡اسمات♡تخیلی خلاصه همه ی مادر بزرگای مهربون درمود خوناشاما تعریف میکنن ولی مادر بزرگ کوک اینجوری نبود....اون قصه های شیرین نمیگفت اون برخلاف همه خوناشامارو مهربون جلوه نمیداد....شاید چون میدونست چه موجودات پستی ان خوناشاما هیچی کمتر از لوسیفر ندارن...اونا بدجنسن و خودشونو موجودات برتر میدونن.....و انسان ها و خدایان و پست میشمرن و کوک پسر 19ساله ای که یه روز توسط یه خوناشام جذاب کیم تهیونگ دزدیده میشه تا به همسری اون دربیاد ولی چرا.....چون اون جزو خدایان برتر آب ، خاک ، باد و آتشه و بله کوک داستان ما خدای تعادل......برتر از خاک...آب....باد و آتش خدایی که به دشمنی دیرینه ی خدایان و انسان ها و خوناشام ها پایان میده _________________________________ بکهیون پسر ویکوک که دلشو به یکی از شیاطین باخته عشق اون و هیونگش به کجاها میکشه؟ آپ^^هرروز به جز آخروهفته ها روزی بیشتر از یه پارت نویسنده ی این فیک خودم هستم و فقط در واتپد آپ میکنم ...لطفا کپی نکنید و اگر جایی دیدن اطلاع بدید
Magugustuhan mo rin ang
Slide 1 of 10
BANANA  cover
Blood Sacrifice  cover
RED cover
love in the night |Vkook🍷 cover
Life inside the Hourglass | Completed cover
HE IS MY SON (hybrid seasen) cover
ENCOUNTER cover
𝐌𝐲 𝐜𝐡𝐚𝐫𝐦𝐢𝐧𝐠 𝐯𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 [ 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 ] 🍷 cover
The sweet torment of love cover
یک شب مهتابی cover

BANANA

2 parte Ongoing

Banana هری : از چی می ترسی لویی ؟ گردنش رو روی یه شونه خم میکنه کت چرمش روی یکی از شونه هاش افتاده لویی : قول میدی که من به یه صبحانه خوشمزه توی تخت خواب تبدیل نشم. نگران بود ولی خودش رو با لحن شوخ و بازیگوشی چشم هاش آروم نشون داد . هری : تا منظورت از خوردن چی باشه، چون تو خیلی خوشمزه به نظر میای و منم خیلی خوش اشتهام نیشخند زد و سرش رو همراه زمزمه کردن آخر جمله اش به اون پسر نزدیک کرد . genre_ vampire