«شکوفهای برای یک انیگما» #امگاورس کاپل: vkook کاپل دوم: Yoonmin _Namjin تهیونگ و جونگ کوک از بچگی به هم وابسته بودن، جونگکوک عِشق ته ته اشه و تهیونگ عزیزه جونگوک! چی میشه اگه پدربزرگشون عزیزه جونگکوک رو داخل 9سالگی بفرسته خارج به بهانه ی درس خوندن و پیشرفت؟؟ حالا که بعد 21سال برگشته چی میشه؟؟؟ آیا هنوزم ته ته عزیزه جونگکوکه؟ . . +ته ته؟! _جونِ دلِ ته ته،عشق!جون دلش؟.. . . +میدونی.. من فکر میکنم نمیتونیم باهم باشیم.. تو.. من درحدت نیستم. _ارزش خودت رو نیار پایین و درمورد خودت درست صحبت کن جونگو!! و با آرامش و صدایی خنثی ادامه میده: مگه فقط من مهم نیستم؟ پس به بقیه اهمیت نده جونگو و ترکم نکن، من هنوزم عزیز جونگو ام مگه نه!؟! . . *هعی اون مین یونگی هم انگار خیلی منزوی و مغروره!.. ±هی! اون مغرور نیست، فقط.. کمی خسته ست.
More details