Story cover for Forced Love by one1direction_fanfic
Forced Love
  • WpView
    LECTURES 116
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Chapitres 1
  • WpView
    LECTURES 116
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Chapitres 1
En cours d'écriture, Publié initialement sept. 12, 2015
بانى: شخصيت اصلى دختر زيادى شيطون
ديويد: داداش بانى نقش خاصى نداره
جيسون: پسر خاله ى بانى نقش خاصى نداره
كارا: دوست صميمى و خانوادگى بانى شر مدرسه 
باربارا:دوست جديد و هم اتاقى بانى ك عين خودش شر
كارلى:دوست جديد بانى - از نظر نژادى با بانى دشمنشه(توى داستان مى فهمين) 
هرى: پسر زيادى جذاب دانشگاه ك دخترا اويزونشن و سال دوميه و بر عليه نژاد بانيه - شاخ دانشگاه - از نژاد كارلى(مى فهمين چه نژادى دارن)
نايل:پسر مهربون و جذاب دانشگاه ك دخترا اويزونشن و سال دوميه بر عليه نژاد بانيه - شاخ دانشگاه - از نژاد كارليه
ليام:عين هرى و نايل و كارلى
لويى: عين هرى و نايل و كارلى و ليام
زين: عين كارلى و لوييو ليام و نايل و هرى - از نژاد كارلى
انزو:رئيس نژاد كارليو زينو هريو... ك دختر بازه و تشخيص نژاد مى ده(كاملاً دقيق تشخيص مى ده)
جك: مدير دانشگاه تشخيص نژاد مى ده (و تقريباً همه چيو خيلى زود مى فهمه)
شروين: بر عليه همه ى نژاد ها ك اخرين نفر نژادشونه و اگه نتونه نژادشو عوض نكنه توى لحظه ى اول ٢٣ سالگى ميميره و نژادش نابود مى شه و انزو زندگيشو از ذهن همه پاك مى كنه و بعضى از نژاد ها با هم مشكل پيدا مى كنه
Tous Droits Réservés

1 chapitre

Inscrivez-vous pour ajouter Forced Love à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Coshay / نامیرا, écrit par rominaromina396
130 chapitres En cours d'écriture
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗) , écrit par azin613
43 chapitres En cours d'écriture
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
EGO cover
Coshay / نامیرا cover
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
His To Ruin | KookV cover
Teach Me | یادم بده cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
•• Supreme ••  cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover

EGO

12 chapitres En cours d'écriture

ایگو به معنی «خود» گفتی عشق جنگه، پس من چاقو رو تو قلبت فرو کردم تا حسابی خونریزی کنی دلبندم، و با چشمایی که لهجه‌ی بوسه داشتن به تماشای مرگت نشستم. 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ