Story cover for RESTLESS (PersianTranslation) by larryrbbstylinson
RESTLESS (PersianTranslation)
  • WpView
    Reads 31,055
  • WpVote
    Votes 2,799
  • WpPart
    Parts 22
  • WpView
    Reads 31,055
  • WpVote
    Votes 2,799
  • WpPart
    Parts 22
Ongoing, First published Feb 17, 2016
این داستان شامل نوشته های جنسی، استفاده از الکل و خودآزاری میشه.
اگر اذیت میشید، من خیلی جدی بهتون پیشنهاد میکنم که یه داستان دیگه بخونید.
لویی تاملینسون همیشه باور داشت یا مجبور بود باور کنه که استریته. ولی وقتی که یه پسر چشم سبز به اسم هری استایلز شمارشو براش میزاره، هیچ نظری درمورد اینکه زندگیش چطوری تغییر میکنه نداره. لویی بیشتر زندگیشو با کناره گیری از آدما گذرونده و مصممه که گذشتشو کنار بزاره ، اما با خودآزاری و کسایی که نمیتونه فراموش کنه. لویی اون زندگیو هرچیزی به غیر از "آسون" میبینه. هری استایلز یه هنرمند با اعتماد به نفسه که از شجاعتش برای نه گفتن به پدرش سود میبره. الان که هری بالاخره شروع به فهمیدن این کرده که چه طوری کنترل زندگیشو خودش داشته باشه ، نتایجشو دوست داره. با یه پسر خوشگل مثل لویی توی زندگیش و دوستای خوبی که همیشه پشتش ان ، اون بالاخره میتونه ببینه که زندگی میتونه شیرین باشه.
آیا این دوتا پسر میتونن به هم عشق بورزن؟ آیا لویی به تمایلات جنسیش پی میبره؟ یا آیا جفتشون تا ابد "بی قرار" میمونن؟
All Rights Reserved
Sign up to add RESTLESS (PersianTranslation) to your library and receive updates
or
#209fanfiction
Content Guidelines
You may also like
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
70 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
You may also like
Slide 1 of 10
Give me back my camera cover
love Wins  cover
𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵 cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
котёнок. cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  cover
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover

Give me back my camera

92 parts Ongoing

فیکشن: دوربینمو پس بده/Give me back my camera شاید اولین قرارمون نبوده رو زمین یجایی دیدمت که موهات بور بود ولی چشم ابرو مشکی خیلی خوشگلتری جهان بعدی قول بده پشت منی حتی اگه زبون همو نشد بفهمیم... کاپل اصلی:یونمین کاپل فرعی:وینهوپ،وگاکوک ژانر:بی ال.مافیایی.عاشقانه.کمدی.اسمات ((برا اون من تموم شده بودم داشت کنده میشد جونم)) هشدار❌️این فیکشن دارای الفاظ رکیک میباشد ⭕️توجه:عکسای کاپلی که گذاشته میشه توسط Aiهوش مصنوعی ساخته شده و واقعی نیست