Story cover for Handwritings by shiiwid
Handwritings
  • WpView
    Reads 1,821
  • WpVote
    Votes 241
  • WpPart
    Parts 47
  • WpView
    Reads 1,821
  • WpVote
    Votes 241
  • WpPart
    Parts 47
Ongoing, First published May 13, 2016
با سلام :)
شیدا هستم...
خب من مدتیه که در کنار داستان‌نویسی متن‌های کوتاه مینویسم...
حالا چه چند خط باشه،چه چند صفحه^^
خواستم با شما به اشتراکش بزارم !
شاید به نوشته‌‌های دلم علاقمند شدید 
...
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add Handwritings to your library and receive updates
or
#10niall
Content Guidelines
You may also like
"my protector"Union" /یونمین/ by FaezehLiravi
15 parts Ongoing
کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی:؟ #اسمات#ماورایی#جیمین#یونگی#جادویی#شیطان# اهریمن زمان اپ:شنبه و چهارشنبه"بینش وقت کنم حتمامیزارم" مقدمه: او با شنیدن جمله‌ی «من حامله‌ام» از طرف کسی که فکر می‌کرد همیشه در کنارش بوده، شوکه میشه. «این امکان نداره... مگه چند وقت کنار هم بودن؟ یعنی همینکه از پیشم رفته با اون حرومزاده خوابیده؟» صداش تو سرش تکرار میشه: «من حامله‌ام... حامله...» با عصبانیت سرش رو محکم بین دستاش می‌گیره و شروع به خندیدن می‌کنه، ابتدا آرام و سپس بلندتر. ناگهان به سمتش حمله می‌کنه و سیلی محکمی به صورتش می‌زنه: «کثافت هرزه... اومدی اینجا که چی بشه؟ خبر بارداریتو از اون حرومزاده بهم بدی؟»چهره‌اش رنگ پریده و ناباور بود، اما پوزخند تلخی می‌زند: «تو هم مثل مادرتی توله اون شیطان تو شکمتو داری، اما اومدی اینجا که با من فرار کنی؟» بعد از این، با صدای لرزانی می‌گوید: «گمشو برو پیش همون عوضی که این توله رو ازش داری. تو هم از جنس اونایی، نه... تو بدتری. نصف دیگت اهریمنه سیاه و کثیف.» لحظه‌ای دلش لرزید، اما دوباره خودشو عقب کشید. «گمشو از اینجا...» وقتی در باز می‌شود، دست داغ کسی روی بازوش می‌نشیند و صدای گرفته‌ای از پشت می‌گوید: «این هرزه می‌خواد یه چیزی نشونت بده پس خوب چشماتو باز کن.... .. ـــــــــــــ
You may also like
Slide 1 of 10
°• 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒏𝒖𝒕 •° cover
On the Edge cover
"my protector"Union" /یونمین/ cover
why me(smut) cover
Sweet dreams, Jenlisa cover
My little slave cover
StoryVault   cover
Whispers of the wind cover
Heaven official's blessing full persian cover
I wish you were real cover

°• 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒏𝒖𝒕 •°

22 parts Ongoing

" اتمام یافته" پایان و شروعی که هم زمان اتفاق میوفته. میتونه جالب باشه. میتونه چیزی مثل یک معجزه باشه . اما میتونه تبدیل به یک کابوس واقعی هم بشه. تداخل تصادف پایان یک وصیت شروع داستانی تازه........ "" تو یه مهره ای اما من دارم بازی می‌کنم کیم "" •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• ژانر: اومگاورس _ ازدواج اجباری_ رمنس_ اسمات ..............