Fright Night(Prsian Translation)

Fright Night(Prsian Translation)

  • WpView
    Reads 3,288
  • WpVote
    Votes 396
  • WpPart
    Parts 13
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Nov 11, 2017
بیرون تاریک بود. تا جایی که میتونستم تند میدویدم به طرف پایین درختا. به عقب نگاه کردم، و 5 سایه اونا وایساده بودن " یکی کمکم کنه! " گریه کردم. به گوشه رسیدم و بطرف خیابون بعدی دویدم. چند لحظه برای گرفتن اکسیژن وایسادم. یواشکی از گوشه به بیرون نگاه کردم و اون 5 سایه دگ نبودن. راحت شده بودم شاید گمم کردن. برگشتم تا برگردم خونه ولی بعدش خوردم به پسری با موهای مشکی بهم ریخته و اون تیشرت راه راه پوشیده بود. جیغ کشیدم، اون یکی از 5 تا سایه هایی بود که دنبالم کردن. " سلام بیب " اون بهم گفت. برگشتم تا از راه دگ ای فرار کنم ولی بعدش به یه پسر دگ برخوردم با موهای کاملا سیاه و اون یه عالمه تتو داشت. اون بازوم رو گرفت و برگردوندم بنابراین صورتم روبرو اون پسره با موهای شلخته بود. خیلی محکم منو گرفته بود، نمیتونستم فرار کنم. دوباره جیغ زدم" لطفا به من آسیب نزن " التماسش کردم " خوب، ببخشید عزیزم اما متاسفانه ما هنوز شام نخوردیم، و من و پسرا گشنمونه " اون مو شلخته عه بهم گفت. 3 تا پسر دگ از پشت بطرمون اومدن. اونا گرسنه بنظر میومدن. همشون چشمای قرمز و نیش های تیزی داشتن. سعی کردم فرار کنم ولی نشد. " لطفا من التماست میکنم! " بهش گفتم. همشون شروع به خندیدن کردن. اون مو بهم ریخته منو از اون پسره گرفت و به حصار پشتم فشارم داد." ببخشید ل
All Rights Reserved
#130
harry
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Wrong number
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • bunny and bear (Taehkook)

شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷

More details
WpActionLinkContent Guidelines