delyar
سالها همه فکر میکردند نام خاندان کیم برای همیشه محو شده؛ خانوادهای قدرتمند و بیرحم در دنیای تاریک مافیا که سرنوشتشان با خیانت، خون و انتقام گره خورده بود. اما حقیقت چیز دیگری بود... کیم تهیونگ، آخرین بازمانده، برخلاف باور همگان هنوز زنده بود. او و خواهرش از آن شب مرگبار جان سالم به در بردند؛ شبی که قرار بود پایان نسلشان باشد.
سالها بعد خواهرش را در حادثهای تلخ از دست داد؛ تنها نقطه روشن زندگیاش. بدتر اینکه افرادی که روزی نزدیکش بودند، در این فاجعه نقش داشتند. تهیونگ بعد از سالها سکوت و کنترل از پشت پرده، تصمیم میگیرد خودش وارد میدان شود؛ با هویت تازه، نقاب و شخصیتی غیرمنتظره. ورود دوبارهاش همه را شوکه میکند، اما شنیدن نام «کیم تهیونگ» بیشتر از حضورش ترس و حیرت میآفریند.
در مقابلش کسی است که زمانی نزدیکترین فرد زندگیاش بود؛ عشق قدیمی که حالا در طرف دیگر میدان ایستاده. دو نفری که روزی قلبهایشان برای هم میتپید، حالا با نقابهای متفاوت روبهروی هم قرار میگیرند. تهیونگ این مسیر را از روی انتخاب شروع نکرده؛ مجبور شده برای جلوگیری از جنگ بزرگتر، حفظ جان عزیزان و پایان دادن به خونریزی وارد این بازی شود.
در سوی دیگر، پسری که زندگیاش را با نفرت و انتقام از قاتل پدرش ساخته،