اکشن Stories

Refine by tag:
اکشن
WpAddaction
WpAddvkook
WpAddویکوک
WpAddbts
WpAddماجراجویی
WpAddمعمایی
WpAddجنایی
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddromance
WpAddfic
WpAddfanfiction
WpAddoneshot
اکشن
WpAddaction
WpAddvkook
WpAddویکوک
WpAddbts
WpAddماجراجویی
WpAddمعمایی
WpAddجنایی
WpAddفیکشن
WpAddجونگکوک
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddromance
WpAddfic
WpAddfanfiction
WpAddoneshot

30 Stories

  • AYSFS by NilinSama
    NilinSama
    • WpView
      Reads 2,145
    • WpPart
      Parts 2
    آب گلدون سانسوریات رو می‌دی. لب پنجره می‌شینی. سرت رو تکیه می‌دی به شیشه و به انبوه ماشین‌های تو خیابون که از اون بالا نقطه‌های کوچیک براق بودن نگاه می‌کنی. منتظری که در باز بشه و همسرت که از شیفت شب برمی‌گرده ببینی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. بوی قهوه‌ی ماگ تو دستت تو آشپزخونه پیچیده. چند لحظه چشم‌هات رو می‌بندی. یه رویای مبهم می‌بینی با رنگبندی آبی و سبز و صورتی. ستون فقراتت از سرما و رطوبت تیر می‌کشه و چشمت رو باز می‌کنی. آفتاب می‌زنه. گرسنته. چمن‌هایی که روشون دراز کشیدی صورتت رو نوازش می‌کنن و خورشید از لابه‌لای شاخه‌های درخت چشمت رو می‌زنه. به جای ماگ چاقو دستته و به جای قهوه، بوی خون می‌ده. چه وحشت کنی، چه بجنگی، چه قایم شی، یا آرزوی مرگ کنی، راه فراری نیست. تو انتخاب شدی برای این نفرین. اینجا خونه‌ی توعه. اینجا وُرسیته.
  • CF7 ☢️ Season 01 Let's Start The Game  by Dark_Mind_Fics
    Dark_Mind_Fics
    • WpView
      Reads 166
    • WpPart
      Parts 14
    محلول CF7 ماده ای ویروسی و بسیار قدرتمند است که تمام داستان را تشکیل می دهد این ماده در ایالت متحده ی آمریکا ساخته شده است و تنها یک نمونه از آن در دسترس است و تاکنون ساخته شده اما روش ساخت بیشتری از این ویروس هم وجود دارد این ویروس به دست یکی از رئسای مافیا در کره ی جنوبی می رسد رئیس مین حالا صاحب CF7 است و گروه های مافیایی زیادی هستند که خواستار این ماده ی قدرتمند هستند تا با استفاده از آن به خواسته های مخوف خود برسند این خواسته ها در گروه های مافیایی شامل خیلی کارها می شود از جمله قاچاق مواد مخدر, از بین بردن اشخاص مهم برای گرفتن پول, باز کردن گاوصندوق هایی که حاوی اسناد رسمی و مهم باشه و..... که تمامی آن ها تنها به یک چیز ختم می شود پول چیزی که تمامی گروه های مافیایی خواستارشن و برای به دست آوردنش هر کاری خواهند کرد. اما در این میان بزرگ ترین و شناخته شده ترین گروه مافیایی سئول به نام Sinners به رهبری The Mob کم سن ترین رئیسی که تابه حال در گروه های مافیایی وجود داشته آدمی که در سن 17 سالگی به رئیس گروه Sinners منصوب شد او با استفاده از بهترین برگ برنده ای که در اختیار داشت توانست CF7 را از آن خود کند و حال رئیس مین باید به ساخت تعداد بیشتری از ویروس CF7 بپردازد ...
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑲𝒐𝒐𝒌𝑽) by RAHILRad2
    RAHILRad2
    • WpView
      Reads 525,582
    • WpPart
      Parts 54
    _اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: کوکوی ژانر: جنایی، اکشن، پلیسی، انگست، ماجراجویی، اسمات خلاصه: فرمانده جونگکوک، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و کیم‌ تهیونگی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان جونگکوکه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا تهیونگ همونیه که نشون میده یا چیز های دیگه ای توی فکرش داره؟
  • وارث سرنوشت by san_wolf_desire
    san_wolf_desire
    • WpView
      Reads 21
    • WpPart
      Parts 2
    "دختری که از خاکستر جنگ برخاسته، به نیویورک قدم می‌گذارد-جایی که پنج مرد، سرنوشت او را رقم خواهند زد. اما آیا او در این بازی خطرناک، شکار خواهد شد یا همچنان شکارچی باقی می‌ماند؟"
  • ⒺⓃⓉⒶⓃℊⓁⒺⒹ by summer4summers
    summer4summers
    • WpView
      Reads 34
    • WpPart
      Parts 1
    «چی می‌شه اگه یه روز بفهمی اسپایدرمن شدی؟ یه روز عادی که همه چیزش معمولیه، و ناگهان دنیا عوض می‌شه، مسئولیت میاد روی شونه‌هات، و هیچ کس نمی‌تونه جلوشو بگیره. و درست وقتی فکر می‌کنی عشقت به کراشت داره کمرنگ می‌شه و امیدت تموم شده، یه چیزی می‌فهمی: سرنوشت‌تون مثل تارهای عنکبوت، پیچیده و در هم تنیده‌ست. هر حرکتت، هر پرش، هر تاب خوردن روی آسمون، تو رو هم به آزادی می‌رسونه و هم به اون کسی که دلت می‌خواد... ولی هنوز هیچ چیز واضح نیست.» 🕸️💜
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 970
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • °•𝓡𝓮𝓿𝓮𝓪𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓽𝓱𝓮 𝓼𝓮𝓬𝓻𝓮𝓽 𝓸𝓯 𝓙𝓮𝓸𝓷 •°♫︎ by g_Elahe
    g_Elahe
    • WpView
      Reads 3,992
    • WpPart
      Parts 2
    [افشای راز جئون] کاپل اصلی:تهکوک /کوکوی [درحال ادیت] خانواده جئون.... قدیمی ترین و قدرتمند ترین خانواده کره جنوبی ؛و اولین خانواده در کل آسیا که میزبان اصیل های قدرتمند بودند. خانواده ای که از یک جا به بعد تبدیل به یک خاندان قدرتمند و بزرگ و "تاریخی" شدند! خاندانی که باعث صلح بین گرگینه ها و خونآشام ها و همینطور انسان ها شد و از جنگ و کشتار های بزرگ جلوگیری کرد.🩸⚔ خاندانی که همه جانبه صلح رو ایجاد کرد و همین دلیل سبب شد تا همه پک ها از بین بره و همه شون حتی آلفا های اون پک ها(آلفا های پک ها هم قدرتمند هستند که مسئولیت آلفا شدن رو قبول میکنند) یک فرد از خانواده جئون رو به عنوان آلفاشون انتخاب کنند‌.🐺🕰 ولی همه چی در شبی از بین رفت... در مهمانی ای که همه ی اعضای آن دعوت شده بودند و دور هم جمع بودند.... صدای جیغ های بلندی میومد... در خواست های کمک...خواهش هایی برای نجات جونشون... -اون لعنتی همش دستش میرفت سمت جاهای ممنوعه ، آخرسر مجبور شدم کراواتم رو در بیارم و دور دستش ببندمُ بگم :از الان ترجیح میدم بسته باشه. -بزار یک بار برای همیشه خودم رو معرفی کنم. جئون جونگکوک هستم!وارث خاندان جئون! -دلم برات تنگ شده بود ددی!
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by lucaskim723
    lucaskim723
    • WpView
      Reads 481
    • WpPart
      Parts 2
    ➪name: Uhkavva ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، تا قبل اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، دستاتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردن مرد روبه روش گذاشت و نفس های عمیق از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد روبه‌روش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا شدی...!" ______________________
  • I am Chernobyl  by MMi099
    MMi099
    • WpView
      Reads 30
    • WpPart
      Parts 1
    بعضی وقتا میشه اینقدر سمی بود که نیاز به قرنطینه باشه. وقتی که دیگه هیچ کس نمیتونه بهت نزدیک بشه ، شاید از روی ترس، شایدم ترحم برای خودش... اما به هرحال یکی باید قربانی بشه تا این قرنطینه تموم شه ، شاید به ظاهر برا منفعت خودش ، ولی از درون چیزی که فقط خودش و اون میدونن. بلاخره این چرنوبیل باید از بین بره.
  • seduction by linfic_ir
    linfic_ir
    • WpView
      Reads 17,581
    • WpPart
      Parts 23
    Genre : smut , romance , action, horror , BL Main couple: hyunlix Sub- couple: minsung رایحه ی ای دی تی و کلت کمری ۲۰۱۸ ترکیبی نبود که همه میشناختن ولی ترکیب سرگردی بود که شنیدن صداش واسه هورنی شدن و ترسیدن کافی بود ولی لی فاکینگ فلیکس افتاد دست کسی که قرار بود ایندفعه اون هورنیش کنه و بترسونتش بالاخره .... اسیاب به نوبت سرگرد ... :)!
  • ✧⁠\⁠(  ͲᎻᎬ ᎡᎬᎠ ႮᎷᏴᎡᎬᏞᏞᎪ )⁠ノ⁠✧ by Rcxhjy
    Rcxhjy
    • WpView
      Reads 372
    • WpPart
      Parts 3
    کاپل : ویکوک ، یونمین ژانر : زامبی ، اکشن ، ماجراجویی 〜 🥀 بوی جسد ، بوی گوشت تجزیه شده همه‌ی جان مرا گرفته بود؛ انگار بوی مرده همیشه به جسم من فرورفته بود انگار من توی یک تابوت سیاه خوابیده بوده‌ام و یک‌ نفر که صورتش را نمی‌دیدم من رو بین مه و سایه‌های تاریک دفن میکرد  اسلحه ... صدای کشیده شدن ماشه ... و در اخر ، صدای تیری که جسم خسته اش رو وادار به ادامه دادن میکرد دست هایی که یخ زده بود ... قطره های خونی که گونه های سرد و بی روحش را سرخ کرده بود صدای نفسی که به شمارش افتاده بود و به دنبال ذره ای اکسیژن فریاد میزد. جسد هایی که روی زمین سردِ زیر پاهاش افتاده بود و توی خون غوطه ور شده بود. نگاهی که نشان از وداعی به وسعت یک جهان داشت ابدیتی که سر رسیده بود و پلک زدن هایش را بی رحمانه دریده بود. ابدیتی که نگاه هان معصومانه شان را به فجیح ترین روش دزدیده بود چشم هایی که اشک هایش با قطرات خون رنگ گرفته و مثل شبنمی بر روی مژه هایش نشسته بودند . « خوی درنده ادمی ، از تمامی حیوانات میتونه منفور تر باشه » نگاهی که می لرزید، نگاهی که ترسیده بود، نگاهی که پشت آیینه ی کدر شده ای نفس های اخرش را میشمرد . صدای جیغ و فریاد هایی که تمام وجودش را میلرزاند . با خودش چه کرده بود ... چطور ... به چه جرعتی به راحتی مغز رو نش
  • 𝐅𝐚𝐜𝐞𝐬 𝐁𝐞𝐡𝐢𝐧𝐝 𝐓𝐡𝐞 𝐌𝐚𝐬𝐤 🎭 by kiim_chii
    kiim_chii
    • WpView
      Reads 358
    • WpPart
      Parts 2
    خلاصه↫ "آدم های زندگیمون همه نقاب دارن، بعضی ها تعداد نقاب هاشون کمتر و بعضی ها بیشتره، مهم نیست تو چجوری و یا چه قدر بشناسیشون، اونا همیشه یه چیزی واسه‌ی سوپرایز کردنت دارن! کاش زودتر هویت واقعیت رو میشناختم، اینجوری شاید هیچوقت قلبم رو بخاطر تپیدن واست سرزنش نمیکردم، شاید هیچ وقت از خودم متنفر نمیشدم! مهمتر از همه، هیچ وقت توی دریچه ی افکارم قضاوتت نمیکردم!" کیم تهیونگ بخاطر شرایطی مجبور به ورود به یک صفحه‌ی بازی میشه، اونم چه بازی ای؟ شطرنج! بازی ای که مهره هاش از قبل چیده شده و اون نقشی جز یک سرباز مشکی نداره... اما این سرباز میتونه خودش رو به شاه سفید و برسونه و تبدیل به قدرتمند ترین مهره بازی بشه؟ چی میشه اگه این سرباز سیاه دلباخته اصلی ترین مهره سفید بشه؟ تو این بازی کدوم طرف قراره که آچمز بشه؟ چه کسی قراره حریف رو مات کنه؟ ɢᴇɴʀᴇ : Romance, Crime, Angest, smut ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : KookV , Namjin ᴡʀɪᴛᴇʀ : Sadaf #kookv #namjin #crime #smut
  • blood squad🩸💀 by _lutos_
    _lutos_
    • WpView
      Reads 1,098
    • WpPart
      Parts 14
    آخرش خوده ما آدما باعث نابودی همه چیز شدیم ... "
  • albino by kikilnoir
    kikilnoir
    • WpView
      Reads 7,852
    • WpPart
      Parts 21
    The story of a professional killer who turn to be a mafia heir's dog داستان قاتل حرفه ای که سگ وارث مافیا شد
  • The Wrong Case ⛓ by hny_fictions
    hny_fictions
    • WpView
      Reads 772
    • WpPart
      Parts 1
    -𝑶𝒏𝒆𝒔𝒉𝒐𝒕 [ 𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐂𝐚𝐬𝐞 ]🛡 🗞نام وانشات: سوژه ی اشتباهی 🗞وضعیت: #وانشات | #کامل_شده 🗞کاپل: چانبک 🗞ژانر: اکشن , رمنس , انگست , درام~ • Story By | #BoSi » #Oneshot | #Full • Couple | #Chanbaek » #TheWrongCase | #TWC • Genre | action, romance, angest, drama [ Writer : @Violet_Hilgard 🐺 Chnel : @Hny_Fictions ☕️ ]
  • "HIDDEN BOND" {Teakook} by vjk1275
    vjk1275
    • WpView
      Reads 51
    • WpPart
      Parts 4
    ترسو...کلمه ای که 13 سال توی ذهن جونگکوک جا خوش کرده بود و هربار با آوردن اسم تهیونگ این صفت هم کنارش میومد. مدت کمی نبود، فکر میکرد تهیونگ برای نجات جونش و از روی خودخواهی از خونه فرار کرده بود و همین باعث عصابنیتش میشد... بی خبر از همه چی ، بی خبر از اینکه دلیل تهیونگ چی بوده یا حتی تلاشی برای فهمیدن موضوع بکنه فقط ازش عصبانی بود. اما چی میشه اگه تهیونگ بعد از سیزده سال برگرده و چیزی که تا به امروز پنهان کرده بود رو آشکار کنه و همه چیز رو تغییر بده؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (قسمتی از فیکشن) -اگه یبار دیگه تیر بخوری خودم میزنمت، فهمیدی؟ -با اون مشتای کوچولوت؟ * - فکر کردی برام مهمه چرا رفتی؟ اگه میخوای بازم برو...هرجا دلت میخواد برو. -برای همین صبح داشتی مثل دیوونه ها کل خونه رو می‌گشتی عروسک؟ * -نمیفهمم چرا باید بهت جواب پس بدم؟ اصلا تو کی هستی که از من حساب می‌پرسی؟ -اگه یادت باشه قبل از اینکه پسر خاله باشیم جفت هم دیگه ایم. * -اگه بخوابم، صبح بشه تو میری؟ -من جایی نمی‌رم ماه من... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Genre: omegavers_smut_action_mafia Couple:teakook_yoonmin Writer:aylin زمان آپ: چهارشنبه
  • 𝗛𝗲𝗮𝗿𝘁 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗲𝗿 • 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 by Lunablueberry7
    Lunablueberry7
    • WpView
      Reads 3,134
    • WpPart
      Parts 18
    Name:Heart Breaker (دل شکن) Couple:vkook,yoonmin,namjin Genre:mafia,omegavers,smut,romence, action,Aangst Telegram:Stellie0 《در شهری که مافیاها قوانین خودشون رو دارن، سازمانی مخفی وجود داره که نسل‌های نادر و کنترل‌نشده‌ی مافیا ها رو شناسایی، مهار و حذف می‌کنه. جونگکوک، یک آلفای سطح بالا با پرونده‌ای مخفی و گذشته‌ای خونین، مأمور همین سازمانه. وظیفه‌ش: نفوذ به یکی از خطرناک‌ترین باندهای مافیایی و حذف آلفای مرموزی به نام ویکتور چِرناف - کسی که دولت او را «گره‌ی سیاه» می‌نامه: موجودی با گره‌های ناپایدار و قدرت بی‌مرز. جونگکوک فقط یه مأمور بود؛ تا وقتی که به ویکتور رسید-رئیسی بی‌رحم با چشمانی یخ‌زده و رازی خطرناک درون قلبش. اما وقتی حقیقت پیوند پنهان‌شون آشکار میشه، نفرت جاشو به درد، عطش و جنون میده. بین فریب و احساس، بین خون و عشق... کی تسلیم میشه؟ ویکتور(تهیونگ) یا جونگکوک؟ "_حس می‌کنی پیوندمون داره می‌سوزه؟ - آره. دعا کن زودتر بسوزه و تموم شه... چون اگه نسوزه، من خودم تورو آتیش می‌زنم. - تو اشتباهی بودی که تقدیر بهم تحمیل کرد. - پس چرا هنوز کنارمی؟ جرأت بریدن نداری یا فقط از تنهایی می‌ترسی؟ _اگه نفرت اسلحه بود،هر نگاه من گلوله ای بود که تو رو بارها کشته بود." *تایم آپ نامنظم
  • 𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع by thshsam
    thshsam
    • WpView
      Reads 6,196
    • WpPart
      Parts 10
    تو امپراتوری جی کی، جای خالی یه دستیار شخصی حس می‌شه. هیچ‌کدوم از آدم‌های قبلی نتونستن رضایت پدر خوانده رو جلب کنن، تا اینکه کیم تهیونگ وارد زندگیش میشه. یک بتا، با هوش فوق‌العاده و نظم بی‌نقصش، جونگ‌کوک با یه نگاه بهش، می‌فهمه بالاخره یه آدم درست پیدا کرده. اما آیا همه چیز همینه؟ آیا تهیونگ واقعا فقط یه دستیار ساده‌ست؟ یا اینکه پشت اون آرامش سرد و ظاهر مطیع، یه راز و نقشه‌ی خطرناک پنهونه که جونگ‌کوک حتی نمی‌تونه تصورش کنه... 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
  • Trouble sexcall «Vkook» by zoom_in_story
    zoom_in_story
    • WpView
      Reads 1,132
    • WpPart
      Parts 2
    دوشاتیِ سکس‌کالِ دردسرساز📱 افسر جئون جونگ‌کوک و افسر کیم تهیونگ قراره رابطه‌شون رو از چشم مافوق و همکارانشون مخفی نگه دارن. البته حالا می‌فهمن که این کار سخت‌تر از چیزیه که فکرش رو می‌کردن. شاید چون زیادی هورنی‌ان؟ کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: اکشن، رمنس، کمدی این وانشات قبلاً در چنل kimtae_family آپ شده.❌⭕