تهکوک Stories

Refine by tag:
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی
WpAddامگاورس
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddجونگکوک
WpAddvkook
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddbts
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddجیمین
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی
WpAddامگاورس

215 Stories

  • 𝑯𝒊𝒓𝒂𝒆𝒕𝒉 by florix-15
    florix-15
    • WpView
      Reads 651
    • WpPart
      Parts 12
    وضعیت:درحال آپ(وقفه داره تا یه مدت خیلی کوتاه خوشگلا) کاپل❥ویکوک/کوکوی ژانر❥جنایی،معمایی،امگاورس،اسمات،عاشقانه،ورس روزهای آپ❥جمعه ها(ساعت 21:00) نویسنده:فلوریکس • • • • خلاصه:جونگکوک پسری که بعد از یه اتفاق توی زندگیش در قلبش رو به همه می‌بنده. چی میشه اگر کسی که بالاخره عاشقش شده همون آفتابی باشه که تو زمستون زندگیش پشت ابرها نظاره‌گر بوده؟
  • 𝘈𝘭𝘭 𝘔𝘺 𝘓𝘪𝘧𝘦 [𝘒𝘰𝘰𝘬𝘝] by gtjshsvemmegeu
    gtjshsvemmegeu
    • WpView
      Reads 913
    • WpPart
      Parts 2
    جونگکوک پسر درونگرا و کراشی که خیلیا تو دانشگاه ازش خوششون میومد ، همیشه فکر میکرد هیچوقت به هیچکس نیاز نداره تا اینکه کیم تهیونگ یه دانشجوی تازه‌وارد وارد زندگیش میشه و افکارش رو تسخیر میکنه و جونگکوک برای اولین بار احساس میکنه عاشق شده...
  • Astronaut KOOKV by LiamMiller26
    LiamMiller26
    • WpView
      Reads 372
    • WpPart
      Parts 4
    [ درحال آپ ] تهیونگ یک فضانورده که یک روز یه سیاره‌ی جدید رو داخل تلسکوپ رصد میکنه و این موضوع رو به دوستاش اطلاع میده. اما اون ها باورش نمیکنن و بهش میگن که توهم زده. درحالی که اولین سفر تهیونگ به فضا در همون شب اتفاق میوفته و اون به وجود اون سیاره اطمینان داره، بنظرتون داخل فضا چه اتفاقی میوفته؟ - تو میتونی پسرم رو درست کنی؟؟ + آره اما خرج داره. - بیخیال، منظورت چیه؟ ژانر: ماجراجویی، رومنس، فضایی، تخیلی کاپل: کوکوی ( سکرت کاپل )
  • 《 Desire For Daffodil 》 by therealSEQUOIA
    therealSEQUOIA
    • WpView
      Reads 129
    • WpPart
      Parts 3
    "شوق نرگس" . . . «افسانه‌ها می‌گن، نرگس عاشق تصویر خودش بود و توی انعکاس آب گم شد اما این‌بار داستان فرق کرده؛ این‌دفعه چشم‌های نرگس، اون رو دیدن و اون خودش رو همون‌جا، توی نگاهش گم کرد.» ژانر: امگاورس/ روزمره
  • Bitter Honey. by KVA1856
    KVA1856
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 4
    -کاش احمق نبودی و میفهمیدی دوست داشتم! +پس یعنی دیگه دوسم نداری؟ -نه..دیگه برای دوست داشتنت دیر شد،دیگه دیر فهمیدی،در حالی که هرروز چشمام بهت التماس میکرد دیر فهمیدی که این، عشقه. +اگه دیگه دوسم نداری میشه بهم بگی این چجور عشقیه ته؟ -نزار سکوت کنم جونگکوک، چون این مدت نبودنم بخاطر تو بود..عوض شدنم بخاطر تو بود و اینقدر سنگدلانه داری متهمم می‌کنی. +متاسفم اما..اون چشما غمی داشتن که از درخشیدنشون و نشون دادن عشقشون اجتناب میکرد برا همین من عشقی ندیدم. -پس صحبتمون تموم شده؟ +اره...خاطراتمون هم تموم شده. -کاش می فهمیدی پشت دست هایی که نقاب هارو نگه داشته چه احساسات و روح های مرده ای پنهان شده جونگکوک. این اولین نوشته رسمی منه،امیدوارم از خوندن این فیکشن لذت ببرید. عسل تلخ یک داستان تاریخی تخیلی با شیپ اصلی تهکوکه که روایتی از به دست آوردن ها و از دست دادن ها در زمان بریتانیا رو به تصویر می‌کشه. لطفاً به تاریخ های درج شده در هر پارت دقت کنید:) اثری از : کی. وی. اِی .K.V.A
  • Bamzi  / بــامــزی  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 15,001
    • WpPart
      Parts 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • "Love in the Shadow of Silence" by kimshanmun
    kimshanmun
    • WpView
      Reads 609
    • WpPart
      Parts 16
    _ جین من عاشق صداش شدم _ ولی اونکه ... _ آره آره میدونم اما عاشق شدم ، عاشق صدای قدم های پاش ، نفس کشیدنش ، خندیدنش ، گریه کردنش ، ضربان قلبش ، این دیوونگیه اما حتی صدای پلک زدنشم دوست دارم . Couple : VKOOK Genre : School , Romance , Smut , Fluff , Hurt , Slice of life , Sport
  • Broken(taekook) by moon_taekook_love
    moon_taekook_love
    • WpView
      Reads 78
    • WpPart
      Parts 2
    سال ۲۰۲۰ بود. تهیونگ و جونگکوک، بعد از کلی هم‌صحبتی تو یه بازی آنلاین، بالاخره تصمیم گرفتن همو از نزدیک ببینن. قرارشون یه جا خاص بود؛ یه شهربازی بزرگ و شلوغ. همه‌چی خوب پیش می‌رفت، تا اینکه پاشون رسید به اتاق آینه‌ها. یه‌دفعه صدای وحشتناکی بلند شد. زمین شروع کرد به لرزیدن، آینه‌ها ترک خوردن و همه‌چی ریخت به‌هم. اما وقتی بالاخره از اونجا زدن بیرون... چیزی دیدن که باورش سخت بود. راهرویی که چند دقیقه پیش پر از آدم بود، حالا خالی خالی شده بود. نه صدایی، نه آدمی. هیچی. ولی موضوع از این عجیب‌ترم بود... اونا دیگه تو دنیای خودشون نبودن! حالا تهیونگ و جونگکوک، با یه عده دیگه که هرکدوم قصه‌ی خاص خودشونو دارن، باید راهی پیدا کنن برای زنده‌موندن... و شاید برگشتن. ولی این دنیا، دنیای بازی نیست. اینجا قانونا فرق دارن... کاپل: تهکوک/یونمین ژانر: اکشن/فانتزی/کمدی/ترسناک/درام/رازالود/علمی-تخیلی
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 976
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
    +22 more
  • corruption by cookie1485
    cookie1485
    • WpView
      Reads 194
    • WpPart
      Parts 1
    خوب، بد سفید، سیاه هیرو، ویلن فرشته، شیطان همیشه همین بوده؛ خوب در برابر بد، سفید در برابر سیاه، قهرمان در برابر ویلن، فرشته در برابر شیطان... اما...همیشه استثنا وجود داره؛ خوب، همیشه خوب نیست، سفید، خاکستریه، ایندفعه، قهرمان حاضر نیست عشقش رو برای مردم فدا کنه، فرشته، از آسمون سقوط کرده... •••• نام: فساد کاپل: کوکوی، ویکوک [ورس] ژانر: مافیا - پلیسی - اسمات - اکشن - رومانتیک(عاشقانه) - ورس **هپی‌اند** داستان از قبل نوشته شده و به اتمام رسیده و در روز های مشخص آپ میشه پس با خیال راحت بخونیدش روز های آپ: --- [فیک درحال نوشتنه و هنوز به اتمام نرسیده که من بخوام آپ کنم، خوشحال میشم اگر فساد رو به لایبریتون اضافه کنید تا وقتی آپ شد با خبر بشید~]
  • Is he good or evil? by ana19hita
    ana19hita
    • WpView
      Reads 55
    • WpPart
      Parts 5
    تهیونگ یک نویسنده مانگاست . برای نوشتند داستان جدیدش به مشکل خورده. چی میشه که کاراکترهای بیرون داستان مانگا با تهیونگ روبرو بشه. کاپل: تهکوک کاپل های دیگر: هوپمین،نامجین کوکوی
  • نقابِ ستاره | The star Mask  by bluethv__
    bluethv__
    • WpView
      Reads 710
    • WpPart
      Parts 11
    نقابِ ستاره | the star Mask «اگه عاشق کسی باشی که قراره دستگیرش کنی... و اون کسی که عاشقته، قراره تو رو فریب بده، آخرش کدومتون می‌بازه؟» + زندگی قبلی منو بهم برگردون - زندگی قبلی ؟ بیب من هیچوقت اون زندگی نبودم فقط اون نقابی رو صورتم بود که دلم میخواست تو ببینی. ویکوک ، عاشقانه ، جنایی ، راز آلود ، اسمات روزهای آپ : یک روز در میون
  • Gray area by Andia7
    Andia7
    • WpView
      Reads 1,189
    • WpPart
      Parts 9
    "عشق شیرینه... خیلی شیرین... اما چیزی بیشتر از یک دروغ زیبا نیست...." --------------------------------- ژانر :رومنس، تخیلی ، جنایی ، اسمات کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی: خودتون در طی داستان متوجه میشید با عشق♡♡ _Andia7
  • strange by Augusti84
    Augusti84
    • WpView
      Reads 35,518
    • WpPart
      Parts 16
    دکتر جئون در حالی که در یکی از مهمونی های رییسش از نوشیدنیش لذت میبره با صدای شلیک با پیکر خونی مواجه میشه و در کلنجار بین قلب و عقلش قلب لعنتیش پیروز میشه و اشتباهی رو مرتکب میشه که هیچ راه برگشتی براش نیست... *صدای منو میشنوی؟ *اسمت چیه؟ - ت.. هی.. و. نگ.. وضعیت درحال اپ کاپل ها : اصلی : ویکوک فرعی : یونمین
  • Unity by AReleeeeeleMY
    AReleeeeeleMY
    • WpView
      Reads 5,062
    • WpPart
      Parts 15
    +تو یه لات بی سر و پایی - من چیزی بیشتر از یه لات بی سر و پام... کاپل ها : یونمین و... روز های آپ: هر زمان که زندگی فرصت خیال پردازی بهم داد تعداد پارت ها: به اندازه ای که به جمله "و اون ها به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند" برسیم
  • Cladiuak by jiiim6
    jiiim6
    • WpView
      Reads 160
    • WpPart
      Parts 5
    من اینجام در حصار تن بهترین رفیقت،در سی‌امین طبقه این قصر،در زیر نخواستن ها و فریاد ها ولی تو کجایی ماهِ‌من؟ میدونی هیچ‌وقت توضیحی به من داده نشد فقط به خودم اومدم و متوجه شدم که منو ترک کرده؛برای همیشه...
  • Pasta.about you by madonstory
    madonstory
    • WpView
      Reads 953
    • WpPart
      Parts 4
    _میگن وقتی عاشق میشی خودتو توی چشمهاش میبینی؛ بعد تو من خودمو توی چشمهای هیچکس ندیدم، درواقع اصلا به چشمهای کسی نگاه نکردم...
  • teacher's pet by jungkooklover-lil
    jungkooklover-lil
    • WpView
      Reads 128
    • WpPart
      Parts 1
    چی میشه اگه تهیونگی که تمام عمرش کار کرده و درس خونده تا یه روزی بتونه دکتر بشه یهویی توی درساش ضعیف بشه و مجبور بشه برای گرفتن نمره های خوب کمی کارهای کثیف مثل اغوا کردن معلم جذاب و هاتش بشه؟ هرچند کار آسونی نیست -امروز زنم خونه نیست، میتونی بیای عسلم؟ -البته، ولی باید قول بدی این ترم تمام درس هام با نمره های کامل باشن کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، اسمات، مدرسه ای
  • my cute daddy✌🌚 by Asal_lll
    Asal_lll
    • WpView
      Reads 2,977
    • WpPart
      Parts 4
    Genre:فلاف.رومنس.اسمات.سوییت.هپی اند. couple:vkook.yunmin X( متوقف شده) داستان از این قراره که تهیونگ یکی از بهترین رفیقایه دوره ی دانشگاه یونگی بوده که بعد از تموم شدن دانشگاه، تهیونگ مجبور میشه به نیویورک مهاجرت کنه‌‌.. و اینجا ما کوک و جیمین رو داریم که به هیچ عنوان امکان نداره لحظه ای از هم دور بشن جوری که از برادر به هم نزدیک ترن و تو یه خونه زندگی میکنن.. ولی به طرز عجیب و خنده داری با یونگی آشنا میشن و بله درست حدس زدید یونگی میشه هیونگه مورده علاقه کوک که هرچیزی بشه میدونه یونگی همیشه هواشو داره .. یکی از روزهایه عادیه زندگیشون یونگی متوجه میشه که رفیقش بعد از سال ها داره به کره برمیگرده و اینجوریه که با برگشت تهیونگ به کره همه چیز تغییر میکنه...