تهکوک Stories

Refine by tag:
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddجیمین
WpAddامگاورس
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی
تهکوک
WpAddویکوک
WpAddتهیونگ
WpAddvkook
WpAddجونگکوک
WpAddtaekook
WpAddکوکوی
WpAddjungkook
WpAddkookv
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddbts
WpAddtaehyung
WpAddیونمین
WpAddنامجین
WpAddفیک
WpAddجیمین
WpAddامگاورس
WpAddعاشقانه
WpAddیونگی

210 Stories

  • Mr.kim's bad boy [taekook][Translated] by kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Reads 65,711
    • WpPart
      Parts 38
    <کامل شده> وقتی کیم تهیونگ معتاد به کار با پسر بدی به نام جئون جونگ کوک آشنا میشه چه اتفاقی می افته؟ نویسنده: @moonflower_9597 مترجم: راحیل زمان آپ:نامشخص این فیک ترجمه یک فیک خارجی هست و کاپلش تهکوک ⚠️همه نام ها، مکان ها و سازمان های این داستان ساختگی هستند. داستان ربطی به شخصیت های واقعی ندارد. 🚫هشدار: سرقت ادبی دزدی است. نظراتی که من آنها را نفرت انگیز یا آزاردهنده می دانم حذف خواهند شد. تمامی حقوق محفوظ است
  • Cinderella | کوکوی  by ladykoalla
    ladykoalla
    • WpView
      Reads 9,401
    • WpPart
      Parts 16
    همه‌ی سیندرلاهای دنیا بخاطر کفش‌ شیشه‌ای‌ـشونه که دوباره شاهزادشون رو می‌بینن؛ برای کیم‌تهیونگ هم همینطور بود، اما اون کفش نه‌تنها یه کفش شیشه‌ای نبود، بلکه یه جُردن آبی رنگ بود که باعث ترکیدن صورت یه آلفا شده بود. اما آخه کسی نیست بگه که چرا تهیونگ ؟ کاپل: کوکوی / یونمین ژانر: کمدی، امگاورس، درام
  • KIME JEON  by zaramzan
    zaramzan
    • WpView
      Reads 1,211
    • WpPart
      Parts 6
    ‌ماجرای آقا پلیسه و خرگوش موتور سوار! کاپل : تهکوک (vk) ژانر : روز مرگی _فلاف_درام_کمدی_انگست_معمایی_اسمات_au_هپی اند
  • Bamzi  / بــامــزی  by mahta_a_kh
    mahta_a_kh
    • WpView
      Reads 14,873
    • WpPart
      Parts 12
    اگه عاشق تصور کردن ویکــوک در نقش پــدر هستی، اصلا بامــزی رو از دست نده فیکشــن: بــامــزی BAMZI کاپــل: ویـکـوکــ VKOOK ژانـر: رمنــس❤️، فلــاف، اسمــات،درام نویسنـده: مهتــا ═════════════════════════ کی فکرش رو میکرد که تنها وارث شرکت بین المللی GOC که در تولید چرم حرف اول رو میزنه،عاشق جونگکوک؛پسرِ باغبونشون بشه و به همراهش از خونه فرار کنه و حتی سالها بعد باهمدیگه صاحب بچه بشن؟! جونگکوک چطور میتونه پیرمردی رو از همسرش جدا کنه که حتی روی رابطه جنسی بین نوه اش و جونگکوک قدرت و اختیار داره و تهیونگ رو وادار میکنه تا به میل خودش با کوک خشن رفتار کنه؟ با من همراه شو تا جواب تمام سوالاتت رو بگیری و همچنین یه فیکشن کیوت و درام بخونی که امپرگ نیست اما خانواده کیم رو با وجود یه بچه کامل میکنه خــلاصــه: تهیونگ: تنها میرم! جونگکوک:چرا؟ تهیونگ با شیطنت کالسکه پسرشون؛ جیمین رو رها کرد تا جونگکوک، اون رو به جاش بگیره تهیونگ: چون دیدن یه سری صحنه ها برای کودکان ممنوعه! جونگکوک تکخند ناباورانه ای زد و به خودش و جیمین کوچولو اشاره کرد جونگکوک: منو با این فسقلی یکی میدونی؟ تهیونگ لپ همسرش رو کشید و سپس بوسه ای به وسط ابروهای گره خوردش زد تهیونگ:تو حتی گاهی
  • one shot: BTS by R_Hemmings
    R_Hemmings
    • WpView
      Reads 28,231
    • WpPart
      Parts 18
    وانشات از تمام کاپل های بنگتن! این وانشات ها همه کار خودمه که تو پیج اینستاگرامم میزارم و تصمیم گرفتم یهویی که اینجا هم آپش کنم. امیدوارم ازش لذت ببرید #Reyhoon
  • DON by _-_-_-_MIRA_-_-_-_
    _-_-_-_MIRA_-_-_-_
    • WpView
      Reads 2,846
    • WpPart
      Parts 18
    اولین صدایی که اون شب شنیده شد، شلیک گلوله نبود... صدای قدم‌های Don Kim بود، وقتی کفش‌های براقش از کنار خون تازه رد می‌شدن. هیچ‌کس جرئت نکرد نفس عمیق بکشه؛ چون وقتی دُن می‌خندید، یعنی یه نفر به آخر خط رسیده بود. اتاق پر از دود سیگار و بوی باروت بود. همه ساکت، منتظر یه کلمه از مردی که با یه نگاهش می‌تونست حکم مرگ بده. در تاریکی، فقط چشم‌های دُن می‌درخشید... سرد، بی‌رحم و مطمئن.  ✧ Name : DON ★ Couple : taekook.sope. secret ✧ Genre : mafia, romance, smut +🔞 ★ Writer : Mira
  • "HIDDEN BOND" {Teakook} by vjk1275
    vjk1275
    • WpView
      Reads 12
    • WpPart
      Parts 3
    ترسو...کلمه ای که 13 سال توی ذهن جونگکوک جا خوش کرده بود و هربار با آوردن اسم تهیونگ این صفت هم کنارش میومد. مدت کمی نبود، فکر میکرد تهیونگ برای نجات جونش و از روی خودخواهی از خونه فرار کرده بود و همین باعث عصابنیتش میشد... بی خبر از همه چی ، بی خبر از اینکه دلیل تهیونگ چی بوده یا حتی تلاشی برای فهمیدن موضوع بکنه فقط ازش عصبانی بود. اما چی میشه اگه تهیونگ بعد از سیزده سال برگرده و چیزی که تا به امروز پنهان کرده بود رو آشکار کنه و همه چیز رو تغییر بده؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (قسمتی از فیکشن) -اگه یبار دیگه تیر بخوری خودم میزنمت، فهمیدی؟ -با اون مشتای کوچولوت؟ * - فکر کردی برام مهمه چرا رفتی؟ اگه میخوای بازم برو...هرجا دلت میخواد برو. -برای همین صبح داشتی مثل دیوونه ها کل خونه رو می‌گشتی عروسک؟ * -نمیفهمم چرا باید بهت جواب پس بدم؟ اصلا تو کی هستی که از من حساب می‌پرسی؟ -اگه یادت باشه قبل از اینکه پسر خاله باشیم جفت هم دیگه ایم. * -اگه بخوابم، صبح بشه تو میری؟ -من جایی نمی‌رم ماه من... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Genre: omegavers_smut_action_mafia Couple:teakook_yoonmin Writer:aylin زمان آپ: چهارشنبه
  • 𝑯𝒊𝒓𝒂𝒆𝒕𝒉 by florix-15
    florix-15
    • WpView
      Reads 429
    • WpPart
      Parts 9
    وضعیت:درحال آپ کاپل❥ویکوک/کوکوی ژانر❥جنایی،معمایی،امگاورس،اسمات،عاشقانه،ورس روزهای آپ❥جمعه ها(ساعت 21:00) نویسنده:فلوریکس • • • • خلاصه:جونگکوک پسری که بعد از یه اتفاق توی زندگیش در قلبش رو به همه می‌بنده. چی میشه اگر کسی که بالاخره عاشقش شده همون آفتابی باشه که تو زمستون زندگیش پشت ابرها نظاره‌گر بوده؟
  • fake love ❗عشق دروغین by khakestar
    khakestar
    • WpView
      Reads 4,311
    • WpPart
      Parts 12
    ✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
  • I Still want you  by Villeneuve_Sirvan
    Villeneuve_Sirvan
    • WpView
      Reads 405
    • WpPart
      Parts 3
    اینجا دنیای بزرگ کثافته ! پر از کثافت کاریه آدم های با قدرت و ، پر از بدبختی های آدم های ضعیف .. یا باید ظالم باشی یا باید مظلوم باشی چون به غیر از این دوتا راهی نیست .. زندگی قراره باهات بازی کنه و تو بازم محکوم به تحملی ! ____________________________ - من ... من هنوزم میخوامت هنوزم عاشقتم ... + خفشو ! - چیکار کنم ؟چیکار کنم بازم قبولم کنی ؟ + خفشو خفشو خفشو ... حتی جرئت نکن اسم منو دوباره روی زبونت بیاری ! - اما ... + گفتم خفشو و فقط گمشو بیرون حرومزاده _____________________________ ژانر : اصمات ، مافیایی ، گانگستری ، عاشقانه کاپل : هوپکوک ، یونمین ، نامجین
  • Bottom Of My Heart by Delenefer
    Delenefer
    • WpView
      Reads 1,213
    • WpPart
      Parts 2
    میتونید آهنگ هارو از دیلیم دانلود کنید: @itsDevilishAngel یا آیدی بدید که براتون بفرستم. محض خالی شدن احساساتم نوشته میشن .. و اکثرا با کاپل ویکوک چون قابل درک تره براتون.
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂 by kimjeontkv
    kimjeontkv
    • WpView
      Reads 30,582
    • WpPart
      Parts 30
    <درحال آپ> 𝑀𝓎 𝓁𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝑜𝓂𝑒𝑔𝒶 | امـــگــا کــوچــولــوی مــن کیم تهیونگ، گرگ آلفایی که رئیس مافیاست و سال‌هاست منتظر جفتش بوده، هیچ وقت فکر نمی‌کرد بعد از یه روز خسته‌کننده، وقتی با دوستش جیهوپ میره کافه یونگی (که تازه باهاش آشنا شده)، جفتش رو همون‌جا و به‌طور کاملاً تصادفی پیدا کنه. جفتش که اتفاقاً برادر یونگی هم هست. حالا سوال اینجاست: تهیونگ می‌تونه جفتش رو پیش خودش ببره یا نه؟ یونگی می‌تونه برادرش رو به کسی که تازه باهاش آشنا شده بسپاره یا باید هرطور شده اون رو پیش خودش نگه داره؟ از طرفی، تهیونگ هنوز نمی‌دونه که جفتش یه "لیتله" و این موضوع، همه چیز رو پیچیده‌تر می‌کنه. آخرش چی میشه؟ سرنوشت این دو نفر به کجا می‌رسه؟ نویسنده: Rahil, settttayeshhh 𝒞𝑜𝓊𝓅𝓁𝑒: 𝒯𝒶𝑒𝓀𝑜𝑜𝓀, 𝒴𝑜𝑜𝓃𝓂𝒾𝓃, 𝒩𝒶𝓂𝒿𝒾𝓃, 𝒥-𝐻𝑜𝓅𝑒 × 𝐵𝑜𝓎 𝒢𝑒𝓃𝓇𝑒: 𝑀𝒶𝒻𝒾𝒶, 𝒪𝓂𝑒𝑔𝒶𝓋𝑒𝓇𝓈𝑒, 𝑅𝑜𝓂𝒶𝓃𝒸𝑒, 𝒮𝓂𝓊𝓉, 𝐿𝒾𝓉𝓉𝓁𝑒 𝒮𝓅𝒶𝒸𝑒
  • ☠•ғᴜᴛᴜʀᴇ ᴍᴇᴍᴏʀɪᴇs•☠ by Atibts
    Atibts
    • WpView
      Reads 3,851
    • WpPart
      Parts 3
    اون ناخواسته وارد بازیی شد که هیچ اطلاعاتی دربارش نداشت . تنها چیزی که میدونست این بود که باید زنده بمونه ، پس چه کسی بهتر از اون که ازش برای زنده موندن استفاده کنه؟..... . . . _بسیار خب ، ورود همگیتون رو به این بازی "مرگ و زندگی"تبریک میگم اول از همه ، خاطراتی که شما مالکش هستین به اونا میگن خاطرات آینده(FUTURE MEMORIES) وقتی که قراره مالک یکی از خاطرات آینده یکی دیگه رو بکشه جمله مرگ براش ظاهر میشه که جمله هشدار دهنده "بن بست (DEAD END)" هستش. حالا هویت همدیگرو پیدا کنین و پرچم بن بست های همدیگرو بالا ببرین و اگر قرار بود کشته بشین به هر وسیله ای سعی کنین جلوی اونو بگیرین زات این بازی مرگ و زندگی اینشکلیه. برنده نهایی یعنی آخرین فردی که اینجا بمونه جانشین من خواهد شد ، خدای زمان و مکان زندگی یا مرگ بکشید قبل از اینکه کشته بشید و فاتح قلمرو حکومتی من بشید..... . . کاپل اصلی•ویکوک کاپل فرعی•........ ژانر•خشن °رمنس ° تخیلی °اسمات° کمی معمایی.... 🛑متوقف شده🛑 نویسنده• •KIM KoKO ________________________ این فیک از روی انیمه "خاطرات آینده" نوشته شده
    +16 more
  • ○_YOUR VOICE_○ by JVKSEVEN
    JVKSEVEN
    • WpView
      Reads 186
    • WpPart
      Parts 3
    دفتر آرزو ها : آرزو میکنم یک بار قبل از مرگم بتونم صدات رو بشنوم ایان... ....
    +21 more
  • 𝐖𝐚𝐥𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐞𝐚𝐝 by aur0raw
    aur0raw
    • WpView
      Reads 117
    • WpPart
      Parts 1
    •𝐨𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭• -مـُـرده مـُـتحرکــ- | +کــاش زنگ میزدم و میگفتم من بدون تو زِنــدِگـی نمیکنم.. _کــاش میفهمیدی که من بی تو مــُردَم.. | -𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 -𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 -𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝑨𝑼𝑹𝑶𝑹𝑨
  • 𝐔𝐡𝐊𝐚𝐯𝐚𝐚 ||𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸|| by Stock_H
    Stock_H
    • WpView
      Reads 967
    • WpPart
      Parts 3
    ➪name: Uhkavaa ➪couple: vkook,... ➪jenre: police،Emotional،Criminl,Romantic,smut ویکوک> قسمتی از فیک: "دستای کثیفتو از روی کتم بردار، قبل از اینکه همینجا جلوی چشمایی که تا سیاهچال ذهنت نفوذ میکنن، استخوناتو خرد نکردم!" لبخندی با لباس تمسخر و از اعماق ناراحتی روی لب هاش نشوند و پسرِ مغرور روبه‌روش رو به خودش نزدیک‌تر کرد، دست راستش رو دور کمر و دست دیگر رو پشت گردنش گذاشت و سرش رو به گردنش نزدیک کرد. نفس عمیقی از عطرِ مست‌کننده‌ی گردنِ فرد موردعلاقش کشید و زیر گوشش زمزمه کرد: "لطفا... فقط چند دقیقه همینطوری بمون. امشب خیلی زیبا بنظر میایی...!" ______________________
  • ℙ𝕒𝕤𝕥 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕗𝕦𝕥𝕦𝕣𝕖 by suniii1780
    suniii1780
    • WpView
      Reads 954
    • WpPart
      Parts 3
    دیدین تو بیشتر فیکا یکی از اینده میره گذشته و شاه و شاهزاده رو عاشق و دلباخته خودش میکنه ؟ این بار قراره پادشاهمون و بفرستیم اینده !! قراره از اینده پشیمون و صد رحمت به گذشتش کنیم 😈 ✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧ شخصیت های اصلی : تهکوک فرعی : نامعلوم ژانر : تخیلی ، گذشته و اینده ، فان ، آشپزی ، جست و جو
  • ONLY TODAY[TAEKOOK,VKOOK] by Tamiehur
    Tamiehur
    • WpView
      Reads 54,352
    • WpPart
      Parts 15
    [فقط امروز] تو همیشه بودی،حتی توی لحظاتی که حضورت رو احساس نمیکردم هم نگاهت روی من بود و به فکرم بودی اما...چرا من باید یک روز رو چندین بار زندگی میکردم تا بالاخره پیدات کنم؟ {اتمام یافته} کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:؟؟؟ ژانر:مینی فیک،فانتزی،رمنس،اسمات،اسلایس آو لایف،مدرسه ای،مدرن