Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.

داستان Stories

Refine by tag:
داستان
WpAddفارسی
WpAddکوتاه
WpAddرمان
WpAddعاشقانه
WpAddعشق
داستان
WpAddفارسی
WpAddکوتاه
WpAddرمان
WpAddعاشقانه
WpAddعشق

47 Stories

  • نه ماه ! by Hannahhiiii1213
    Hannahhiiii1213
    • WpView
      Reads 1,413
    • WpPart
      Parts 21
    خب راستش برعکس بقیه مردم من اجازه ندارم عاشق بشم چون مادرم همیشه بهم میگه من باید عاشق مردی بشم که به اندازه ای که پدرم عاشق مادرم هست عاشق من باشه ، و خب همچین مردی وجود نداره!
  • جامانده by Elmirafarahani7
    Elmirafarahani7
    • WpView
      Reads 2
    • WpPart
      Parts 1
    «جا مانده» سفری‌ است وهم‌آلود در راهروهای ترومای کودکی و دردِ تلخ‌ِ تنهایی و مهاجرت. وقتی درهای گذشته با شتاب بسته می‌شوند، شاید آن کس که می رود دل کندن را نیاموخته و برای همیشه جا مانده، در همان ساعت و همان لحظه ی جدایی.
  • سونوس by bbnazbita
    bbnazbita
    • WpView
      Reads 8
    • WpPart
      Parts 1
    اگر اشتباهی انجام دهی،سونوس به سراغت می اید..
  • سالهاي بعد از جنگ by life_write
    life_write
    • WpView
      Reads 627
    • WpPart
      Parts 9
    داستان قصه زندگي فريباس که از خاطراتش ، يک سال قبل از انقلاب شروع ميشه و به چند سال بعد از جنگ ميرسه. قصه زندگي پر فراز و نشيب دختري که عشق رو با اتفاقات عجيب تجربه ميکنه من مطمئنم از قصه خوشتون مياد فقط کافي چند پارت رو بخونيد و با شخصيت همراه بشين تا بتونيد عاشقش بشيد،عاشق فريبا و باقي شخصيت ها. اولين رماني نيست که مينويسم اما اولين رماني هست که اينجا منتشر ميکنم بي صبرانه منتظر نظراتتون هستم🌱 آيدي اينستاگرام👇 @life___write @salhaye_baad_az_jang
  • پیام نوشته علی طباخیان by ALITAKER
    ALITAKER
    • WpView
      Reads 11
    • WpPart
      Parts 1
    داستانی از کتاب ماردوش نوشته علی طباخیان پیام: در آینده‌ای نه چندان دور، دانشمندان، با اتکا به رشته‌های DNA بازیافته از نیاکانِ دو میلیون ساله‌ی بشر، "هومو هابیلیس" را در سکوتِ سردِ آزمایشگاه، از نو به عرصه‌ی وجود بازگرداندند. اما، خلقتِ دوباره‌ی این موجودِ باستانی، سرآغازی بود بر فصلی نامنتظر و...
  • فریب بزرگ فصل ۲ by Haidarfayez
    Haidarfayez
    • WpView
      Reads 5
    • WpPart
      Parts 6
    در جهانی که فقر، انسان را تا مرز انتخاب‌های خطرناک پیش می‌برد، دو جوان به نام‌های عمید و عنیف وارد مسیری می‌شوند که در آغاز شبیه یک دوستی ساده است، اما آرام‌آرام به بازی پیچیده‌ای از فریب، قدرت، عشق و بقا تبدیل می‌شود. از کابل تا استانبول و از آن‌جا تا دبی، سرنوشت آنان در برابر ثروت، مافیا، عشق و تصمیم‌هایی قرار می‌گیرد که هر کدام می‌تواند آینده‌شان را تغییر دهد. «فریب بزرگ» روایتی است از اعتمادهایی که می‌شکنند، رازهایی که پنهان می‌مانند، و انسان‌هایی که گاه برای نجات خود ناچار می‌شوند وارد بازی‌هایی شوند که خروج از آن آسان نیست.
  • زِنــدگی‌پــشــتِ‌شــیـشــه‌هــا |𝗟𝗶𝗳𝗲 𝗯𝗲𝗵𝗶𝗻𝗱 𝗴𝗹𝗮𝘀𝘀 by moonriver85
    moonriver85
    • WpView
      Reads 26
    • WpPart
      Parts 2
    این داستان را که بخوانی، قدر سلامتی‌ات را می‌دانی و می‌فهمی چه نعمت بزرگی را، ناآگاهانه، در اختیار داری... هه‌ری دختری‌ست که پشت شیشه‌های بیمارستان زندانی شده. از کودکی تا نوجوانی، زندگی‌اش در راهروهای سفید و اتاق‌های سرد گذشته؛ جایی که در آن بزرگ شده و هم‌زمان با بیماری‌اش جنگیده است. او مبتلا به فیبروز کیستیک است؛ بیماری ژنتیکیِ شدیدِ تنفسی که از کودکی آغاز می‌شود و نفس کشیدن را به نبردی هرروزه تبدیل می‌کند. هر روز، نیمه‌جان روی تخت دراز می‌کشد؛ سرم در دست، و سهمش از زندگی فقط تماشای بیرون از پشت پنجره‌هاست. هه‌ری به هم‌سن‌وسال‌هایش حسادت می‌کند، به مردمی که آن‌سوی شیشه‌ها زندگی عادی و نرمالی دارند؛ همان چیزی که او هرگز نداشته و هر روز آرزویش را کرده است. هر صبح که بیدار می‌شود، به خودش قول می‌دهد این‌بار درمان را جدی‌تر بگیرد، قوی‌تر باشد و از این بیمارستان لعنتی رها شود. اما آیا... روز آزادی، واقعاً قرار است از راه برسد؟
  • Another Chance by Sope_Ar
    Sope_Ar
    • WpView
      Reads 151
    • WpPart
      Parts 5
    درباره یه دختر به اسم آدریاناست که خیلی تو فشار بوده تو زندگی واقعی ولی خب یه چی میشه و یهو میره تو انیمه گینتاما. دوست داری بیا بخون ببین چی میشه. (خارج از فضای انیمه)
  • داستان کوتاه ترسناک by BlackIsHappyColor
    BlackIsHappyColor
    • WpView
      Reads 432
    • WpPart
      Parts 2
    نصفه شبی حوصلم سر رفته بود گفتم داستان کوتاه ترسناک بنویسم ツ
  • Peroz Tabendah - پیروز تابنده by Nasoryafi
    Nasoryafi
    • WpView
      Reads 61
    • WpPart
      Parts 1
    پیروز شمشیرزن که تمام عمرش ماجراهای مشقتی را بر سر گذشتانده حالا جهت خودکشی به خطرناکترین جنگل سرزمین اش میرود اما تقدیر با فرستادن یک دیو مهربان قرار است ماجراهای بیشتری را برایش هدیه دهد. کتاب ذیل بطور مکمل نوشته نشده است و برای اینکه بتوانم از وقفه های طولانی مدت جلوگیری کنم هر هفته یک صفحه آنرا در اینجا اضافه خواهم نمود، از صبر و حوصله شما دوستان و عزیزانم یک جهان سپاس گذارم. معلومات مختصر در مورد جهان پیروز تابنده: ناول یاد شده بر بنیاد سلسه کتاب های 'سروده های نا تکمیل' نوشته شده است که این سلسله کتاب ها در یک کره زمین جدید با قاره ها، ممالک و نژاد های جدید به دنبال ماجرا های سه شخصیت اصلی شامل دونکرلوی از سرزمین روهیلیا، کورکوردن از سرزمین تلگولاند و سبزک از سرزمین ارمندوک میباشند. در پهلوی این سه شخصیت اصلی، شخصیت های نیمه اصلی و شخصیت های فرعی نیز وجود دارند که هرکدام همراه با داستان های جداگانه ای و ماجراهای حماسه ایی شان این مجموعه را رنگین ساخته اند. پیروز تابنده در این دنیای انبوه و پر از قصه اولین کتابی خواهد بود از این سلسله که در واتپد با شما شریک کردم، از شما خواننده عزیز خواهانم که برایم در مورد هر نوع اشتباه احتمالی، سوالات و ابهامات تان راجع به این ناول پیام بفرسید.
  • I Am a Wandering Ghost (short story) /من یک روح سرگردانم by hope-light-kindness
    hope-light-kindness
    • WpView
      Reads 13
    • WpPart
      Parts 5
    "I was once a man of power, a commander whose name made hearts tremble. Now, I am nothing but a rotting shadow in the very basement I helped create." Trapped in a cursed corridor between the torture chamber and the incinerator, a high-ranking commander of a dictatorship must face the eternal echo of his sins. While the world above celebrates the end of tyranny, his personal hell has just begun. A chilling tale of karma, blood, and the dark silence of the afterlife. «زمانی مردی قدرتمند بودم؛ فرمانده‌ای که نامش لرزه بر اندام‌ها می‌انداخت. حالا، هیچ نیستم جز سایه‌ای متعفن در همان زیرزمینی که خودم به ساختنش کمک کردم.» فرمانده‌ی بلندپایه‌ی یک دیکتاتوری بزرگ، پس از مرگ در راهرویی نفرین‌شده بین اتاق شکنجه و انبار اجساد گرفتار شده است. در حالی که دنیای بیرون، پایان استبداد را جشن می‌گیرد، جهنم شخصی او تازه آغاز شده است. داستانی تکان‌دهنده از تقاص، خون و سکوت مرگبارِ پس از مرگ.
  • کتاب منظورالاجداد  by user03606241
    user03606241
    • WpView
      Reads 94
    • WpPart
      Parts 1
    داستان و دیوان فرشتگان و نبرد با شیاطین دو عالم
  • نمیدونم... by saooook
    saooook
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    یکم چرت و پرت از قبلی بهتره شاید چون احساس نوشتم
  • Cover by me       "romance / angst " by Kosar-bts
    Kosar-bts
    • WpView
      Reads 18
    • WpPart
      Parts 1
    Hi loves This book is for my cover works of " romance / angst / sad" U can comment here or send me a private message to request a cover for ur books ** payments are : follow me and give credits to my account on ur book ** Thanks. Kosar
  • Mackian's by felanita12
    felanita12
    • WpView
      Reads 634
    • WpPart
      Parts 10
    ما ی خانواده ایم از دنیا فرار کردیم تا به فردا برسیم ما یه خانواده ایم که همدیگه رو انتخاب کردن. یه خانواده محکوم به ابدیت ...
  • زنجیره ی زندگی by ShillyH
    ShillyH
    • WpView
      Reads 11
    • WpPart
      Parts 1
    در هیاهوی سکوت...
  • The Man And The Moon by merila2008
    merila2008
    • WpView
      Reads 62
    • WpPart
      Parts 2
    A conversation between a curious, lonely man and the bright but quiet moon. This is my first story here. It's short, I know. I just wanted to share this for fun. :) Mana✍🏻 ________________________________________________ داستان رهگذر و ماه گفتگو بین مردی تنها و کنجکاو و ماه درخشان اما ساکت این اولین داستان من هست که اینجا منتشر میکنم. یک مینیمال هست که امیدوارم لذت ببرید ✍🏻 مانا