عاشقانه Stories

Refine by tag:
عاشقانه
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddکوکوی
WpAddگی
WpAddromance
WpAddدرام
WpAddفارسی
WpAddجنایی
WpAddغمگین
WpAddیونگی
WpAddیونمین
WpAddvkook
WpAddرمنس
WpAddجیمین
WpAddkookv
عاشقانه
WpAddفیکشن
WpAddاسمات
WpAddتهکوک
WpAddتهیونگ
WpAddویکوک
WpAddجونگکوک
WpAddکوکوی
WpAddگی
WpAddromance
WpAddدرام
WpAddفارسی
WpAddجنایی
WpAddغمگین
WpAddیونگی
WpAddیونمین
WpAddvkook
WpAddرمنس
WpAddجیمین
WpAddkookv

118 Stories

  • | 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
    Chakavakvk
    • WpView
      Reads 292,874
    • WpPart
      Parts 46
    { وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - تهیونگ، مواد کشیدی؟ - نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗅𝗈𝗐 𝖻𝗎𝗋𝗇، 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: شـنبـه‌هـا
  • THE VARG | KOOKV by yor1vk
    yor1vk
    • WpView
      Reads 1,130
    • WpPart
      Parts 4
    تهیونگ، شاهزاده و تنها وارث پادشاهی شمال، برای پایان دادن به جنگ مجبور میشه با جونگکوک، رئیس خطرناک‌ترین قبیله وایکینگ، ازدواج کنه.. جونگکوک، انیگمایی که به وارگ معروفه و جنگجویی که از خونریزی نمیترسه و هیچکس جرات ایستادن مقابلش رو نداره اما تهیونگ اصلا از این ازدواج راضی نبود. اون یه امگای جنگجو بود و نمیخواست شبیه یه کالا مبادله بشه.. اون فقط آرزوی یه عشق آروم رو داشت.. حالا یک پیمان سیاسی، سرنوشت دو دنیای کاملا متفاوت رو به هم گره زد.. Name : The Varg Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : historical, romance, +18
  • _ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
    broccoli_ll
    • WpView
      Reads 7,915
    • WpPart
      Parts 23
    سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
  • 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 by faeze615
    faeze615
    • WpView
      Reads 4,825
    • WpPart
      Parts 27
    اسم فیکشن: معجزه 𝕸𝖎𝖗𝖆𝖈𝖑𝖊 در میان روزهای سیاه زندگیم، چشم‌هاش مثل یک معجزه بود... وقتی دنیا برایم از رنگ افتاده بود، وقتی هر روز با قلبی خسته از خواب بیدار می‌شدم، فقط یک نگاهش کافی بود تا یادم بیاید هنوز چیزی برای دوست داشتن وجود دارد. من عاشق چشم‌هاش شدم؛ نه فقط برای زیبایی‌شان، بلکه برای آرامشی که به قلب زخمی‌ام هدیه می‌دادند... او آمد، درست در سخت‌ترین روزهای من؛نه اینکه تمام تاریکی‌ها را از بین ببرد،اما کاری کرد که دیگر از تاریکی نترسم. بعضی آدم‌ها عشق نیستند...خودِ معجزه‌اند... کاپل: تهکوک - یونمین
  • April by una235
    una235
    • WpView
      Reads 2,307
    • WpPart
      Parts 36
    آنها در ماه آوریل با هم آشنا شدند - ماهی که نوید عشق و درد را می‌داد. بین دوستی و احساسات ممنوعه، قلب هایی که به یک راز تبدیل می‌شوند. اما وقتی سرنوشت شروع به از بین بردن همه چیز می‌کند، عشق هم دلیل زندگی آنها می‌شود... و هم دلیل از هم پاشیدن روز های آپ :شنبه ها
  • Shadw by arad_jeon
    arad_jeon
    • WpView
      Reads 43
    • WpPart
      Parts 3
    گروه تحقیقاتی واحد صفر به دنبال قاتل زنجیره‌ای با اسم مستعار سایه هستن اون ها از تمام زندگیشون میزنن تا بلکه فقط یک نشونی از سایه پیدا منن اما سایه همیشه پشت اونهاست یک نگاه..فقط یک نگاه ایا میتونه قلب جونگکوک رو مال خودش کنه؟ ایا تهیونگ میتونه همون خونه‌ای باشه که جونگکوک از مشغله‌ی کار و سختی هاش بهش پناه میبره؟ کی قربانی میشه و کی قربانی میکنه؟ کی صدمه میبینه و کی سالم میمونه؟ کی عاشق تره؟ . . Neme: Shadw ‌GENRE: Crime_Mystery_Angst_Smt COUPLE: KOOKV_SOPE WIRTIR: MAHLAN . Daily:shadw_mahlan
  • Maybe the next life? by arad_jeon
    arad_jeon
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    دو چشم..دو دریچه..دو زندگی‌..دو فدایی یکی فدای زندگی یکی فدای دیگری یکی پرید تا خورشید را لمس کند یکی پرید چون دیگری پریده بود
  • Walsht_teakook by vandi_88
    vandi_88
    • WpView
      Reads 6,918
    • WpPart
      Parts 16
    چیمیشه اگر جونگکوکی که به پسرها گرایش نداره و دنبال دوست دختر باشه اشتباهی عکس نودشو بجای رفیقش به رئيس شرکت بزرگ مافیایی که توش کار میکنه بفرسته و رئیس شرکت کم کم بهش جذب بشه؟ بخشی از فیک: "این طرز نگاه کردن داره من و میکشه کیم! کنترلش کن!" _________________ "میتونم کاری کنم گرایشت تغییر کنه" ________________ "_منتظره ی مورد علاقت کجاست؟ +چشای تو" ________________ _ تو ...چیگفتی...؟ پسر کوچیکتر که کند شدن ضربان قلبشو حس میکرد انگار دنیا براش یه پایان تلخ در نظر گرفته بود حس میکرد دیگه راه نفس کشیدنی براش نمونده... _گفتم که. همش. دروغ. بود. و تیر خلاص به قلب پسر کوچیکتر زده شد.... _______________ 《 گاهی قلبت زودتر از عقلت می فهمد که به کسی وابسته شده ای 》 _________________________ ژانر: عاشقانه ، مافیایی ، کمدی تایم آپ : نامنظم کاپل اصلی: تهکوک کاپل های فرعی: نامجین ، یونمین نوع پایان : نامشخص
  • 𝐄𝐱𝐢𝐥𝐞 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭  by tbiidgah
    tbiidgah
    • WpView
      Reads 1,507
    • WpPart
      Parts 15
    《تبعیدگاهِ‌ قلب》 Gener:mafia,dram,angst,smut,Romance Couple:vkook writer:Hero editor:void در دنیایی که قدرت حرف اول را می‌زند ، آیا عشقی میتواند جوانه بزند و شکوفا شود؟ تصور کنید پسر رئیس جمهور و پسر وزیر در میان انبوهی از مخالفت و راز‌های پنهان دل به یکدیگر می بازند. عشقی که از همان ابتدا ممنوعه بنظر می‌رسد. نویسنده از فاش کردن سرنوشت و پایان رمان خودداری کرده. او شمارادر میانه داستان رها می‌کند تا شما با هر قسمت خودتان حس کنید که این عشق به ارامش می‌رسد یا میانه‌ی مسیر فرو می‌پاشد.
  • 𝐓𝐨𝐫𝐩𝐞‌ | تورپه by btsfic696
    btsfic696
    • WpView
      Reads 14,263
    • WpPart
      Parts 12
    جونگوک، استاد مشهور روانشناسی، همیشه با جدیت و عدالت قضاوت می‌کرد. برای او، آدم‌هایی که با ثروت همه چیز را می‌خرند، قابل احترام نبودند. فویو، دختری با چهره‌ای سرد و گذشته‌ای پنهان، دقیقاً یکی از همان‌هایی به نظر می‌رسید که جونگوک ازشان دوری می‌کرد. اما هیچ‌کس ندانست... که فویو نه انتخاب کرده بود، نه خواسته بود. او فقط بازیچه‌ی تصمیم‌هایی بود که هیچ‌گاه نظرش را نپرسیدند. در میان سکوت و نگاه‌های سرد، احساسی شکل گرفت. نه آشکار، نه قابل‌قبول - بلکه چیزی که هیچ‌کدامشان نمی‌خواستند به آن اعتراف کنند. اما چطور می‌توانی قلبت را انکار کنی، وقتی در سکوت یک کلاس، کسی آرام، به تو خیره شده؟ ________________________ •𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 ➫ 𝑗𝑒𝑜𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝑘𝑜𝑜𝑘 & ℎ𝑎𝑛 𝑓𝑢𝑦𝑢 •𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚 ➫ 𝐶𝑎𝑠𝑢𝑎𝑙, 𝐴𝑐𝑎𝑑𝑒𝑚𝑖𝑐, 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒 •𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧 ➫ 𝑁𝑜𝑢𝑟𝑎 _________________________ Torpe| تورپه یعنی کسی که به شدت عاشق فردیه اما نمی تونه احساساتش رو نسبت به اون قبول کنه-
  • fake love ❗عشق دروغین by khakestar
    khakestar
    • WpView
      Reads 10,204
    • WpPart
      Parts 15
    ✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
  • لحظه ی دیدار تو by NajibNajib099
    NajibNajib099
    • WpView
      Reads 50
    • WpPart
      Parts 1
    لحظه ی دیدار تو،داستان را حکایت از دو عاشق و دلباخته بهم میکند که پس از فراق و دوری فراوان و طاقت فرسا بالاخره به دیدار هم می رسند و مشکلات زیادی را در این مدت تا رسیدن بهم پشت سر می گذرانند.
  • 𝑭𝒐𝒓 𝒀𝒐𝒖 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵃᵘ by AlHphBA
    AlHphBA
    • WpView
      Reads 112,990
    • WpPart
      Parts 19
    [Completed] خلاصه: تهیونگ، دانشجوی فعال و سرزنده‌ی ترم آخر رشته‌ی نقاشی، مدتی بود که از پسر ساکت و آروم ترم پایینی رشته‌ی موسیقی خوشش اومده بود. چیزی تا پایان سال‌های دانشجوییش باقی نمونده بود، باید شانسش رو امتحان و بهش اعتراف می‌کرد؛ خوش‌شانس بود یا بدشانس؟ آیا این احساس، همون عشقی بود که همیشه به انتظارش نشسته بود؟ هیچ‌کس از آینده با خبر نیست، تهیونگ هم از این قاعده مستثنی نبود. این شروع اتفاق‌های خوب بود یا نوید دهنده‌ی روزهای سخت و تاریک؟ •کوکوی ایو •رمنس، انگست، اسمات Wr: Hb
  • 𝑯𝒂𝒕𝒓𝒆𝒅 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑪𝒐𝒍𝒐𝒓 𝒐𝒇 𝑳𝒐𝒗𝒆 by Nabii_Sh
    Nabii_Sh
    • WpView
      Reads 76
    • WpPart
      Parts 2
    ■ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 · 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 · 𝑹𝒐𝒚𝒂𝒍 · 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 · 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒐𝒖𝒔 · 𝑺𝒎𝒖𝒕 ■ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 💞 ■ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒂𝒃𝒊 🕊️ ༺☆༻ ■خلاصه: جنگ تموم نشده بود، ولی دل جونگ‌کوک از یه چیز دیگه می‌سوخت... از نگاهی که ازش نمی‌تونست دل بکنه. اون برای تاج برگشته بود، نه عشق. ولی وقتی جیمین رو دید، همه‌ی نقشه‌هاش از هم پاشید. یه شاهزاده‌ی کره‌ای با نگاهی آروم، اما زخم‌خورده، که حتی سکوتش هم درد داشت. جونگ‌کوک می‌خواست ازش استفاده کنه، ولی هر بار که جلوتر رفت، بیشتر غرق شد. جنگ شد بهونه، اسارت شد اجبار... اما چیزی بینشون شکل گرفت که نه با زور می‌شد گرفت، نه با فاصله می‌شد فراموشش کرد. حالا بین عشق و تاج، فقط یکی می‌مونه... و هر دو می‌دونن، بهای این انتخاب کم نیست.
  • 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 by wangyibooxiao
    wangyibooxiao
    • WpView
      Reads 165
    • WpPart
      Parts 1
    𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨𝒎𝒏𝒆𝒔𝒊𝒂 𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ خلاصه داستان: ییبو و جان دو بوکسور حرفه‌ای هستند که توی رینگ مبارزه باهم آشنا میشن. همیشه اونی که تردت میکنه، آدم بده قصه نیست. گاهی وقت‌ها برای خوشبختی طرف، از خودش هم میگذری. ییبو میتونه با فراموشی جان کنار بیاد؟ آیا امیدی به درمان هست؟ _⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_⁠_ برشی از فیک: میخوام هر روز بهت بگم دوستت دارم. شاید فردا من رو یادت نیاد؛ اما قلب من آرومه... من عمیق‌ترین بخش قلبم رو به تو نشون دادم. من فکر میکردم توی سینه‌م قلبی ندارم؛ اما با دیدنت فهمیدم قلب داشتم، فقط چیزی وجود نداشت تا اون رو به ضربان بندازه. تو دلیل ضربان قلبمی‌.
  • وارث سرنوشت by san_wolf_desire
    san_wolf_desire
    • WpView
      Reads 31
    • WpPart
      Parts 2
    "دختری که از خاکستر جنگ برخاسته، به نیویورک قدم می‌گذارد-جایی که پنج مرد، سرنوشت او را رقم خواهند زد. اما آیا او در این بازی خطرناک، شکار خواهد شد یا همچنان شکارچی باقی می‌ماند؟"
  • My poems by SarahLuv1
    SarahLuv1
    • WpView
      Reads 49
    • WpPart
      Parts 2
    Just some poems come from my feelings :) Save this to read future updates💌
  • Dead Soul by N_arratorGirl
    N_arratorGirl
    • WpView
      Reads 188
    • WpPart
      Parts 5
    اون شب تو ترکم کردی و کاش همراه با روحم،جسمم هم می‌مرد.
  • -RED JOHN- 'vkook' by hopemeu
    hopemeu
    • WpView
      Reads 62
    • WpPart
      Parts 2
    -Red John- -جان قرمزی- ----●---- کیم تهیونگ روان‌شناس و روانکاو معروف که در شب پنجمین سالگرد ازدواجش ، همسرش ونسا به دست قاتل زنجیره ای به اسم جان قرمزی به قتل می‌رسد و زندگی تهیونگ تبدیل به تلی از خاکستر می‌شود. بعد از گذشت دوسال از اون حادثه تهیونگ همه چیزش رو از دست داده و حالا پشت میله های بازداشتگاه، منتظره که ببینه این دفعه کدوم یکی از حقه هاش جواب میده؛ ولی به جای حقه جدید یه ناجی سر و کله اش پیدا میشود. و در مقابل پیدا کردن جان قرمزی، شغل مشاور عملیاتی اف‌بی‌آی بودن، بهش پیشنهاد شده ! ----●---- کاپل: ویکوک ژانر: دلهره‌آور، جنایی، عاشقانه، معمایی، روانشناسی، اسمات‌،اکشن. Writer : Maria Start : 1404/11/24 End : ---