niliyaa143143
چهار زندگی که ظاهراً هیچ ربطی به هم ندارن، با یک نام مشترک به هم گره میخورن.
هوانگ هیونجین، وارث خانوادهای بسیار ثروتمند، سالهاست تو مسیری حرکت میکنه که خودش انتخابش نکرده؛ شغل، آینده، حتی نامزدی که بیشتر یک قرارداد خانوادگیه تا عشق. وقتی بهطور ناگهانی با خیانت نامزدش روبهرو میشه، برای اولین بار مجبور میشه بایسته و از زندگیای که براش طراحی شده، فاصله بگیره.
در سوی دیگه، لی فیلیکس، جوانترین عضو خانوادهی لی، یک ساله که از رابطهای آسیبزننده بیرون اومده. زخمی که دیگه خونریزی نمیکنه، اما اثرش هنوز باقیه. فیلیکس حالا تلاش میکنه زندگی سادهتری بسازه؛ دانشگاه، خانهای بزرگ اما ساکت، و تنها تکیهگاهش، برادر بزرگترش سونگمین.
وقتی هیونجین و فیلیکس متوجه میشن زنی که به هر دوشون آسیب زده، یک نفره، تصمیمی کودکانه اما صادقانه میگیرن: نزدیک شدن، فقط برای حرص دادن گذشته.
اما چیزی که با شوخی و لجبازی شروع میشه، کمکم به جایی میرسه که هیچکدوم براش آماده نیستن.
در این بین، بنگ چان-دوست قدیمی هیونجین-و کیم سونگمین-برادر محافظ و آرام فیلیکس-بیآنکه قصدش رو داشته باشن، به هم نزدیک میشن؛ دو آدم مسئولیتپذیر که همیشه برای بقیه تکیهگاه بودن، اما کمتر کسی از خودشون پرسیده «ح