مغرور Stories

Refine by tag:
مغرور
مغرور

4 Stories

  • 𝐁𝐑𝐀𝐙𝐈𝐋𝐈𝐀𝐍 𝐒𝐔𝐌𝐌𝐄𝐑  by s_bliss_2
    s_bliss_2
    • WpView
      Reads 9
    • WpPart
      Parts 1
    صيف برازيلي رجل غريب قلب حياتها خلال دقائق ليكشف لها خيانة حبيبها... ثم يجبرها على قضاء أيام معه. كان من المفترض أن تنساه بعد تلك الليلة... لكن لسوء حظها... أصبح السائح الذي كُلّفت بمرافقته... ولسوء حظه... كانت آخر شخص يرغب في أن يكرهه... بين شمس البرازيل والرحلات التي لم تكن ضمن الخطة والمشاحنات التي لا تنتهي... ستجد فالنتينا نفسها عالقة مع الرجل الذي كان السبب في أسوأ يوم في حياتها... والرجل الذي جعل فكرة إلقائه في بحر ريو تبدو مغرية أكثر مما ينبغي... ويبقى السؤال الأهم... هل ستنجح في إنهاء هذه الرحلة دون قتله؟ مقتطف: "لن تنتهي عطلتي الصيفية حتى تكوني بين ذراعي وتناديني حبيبي" "سأكون قسّ جنازتك أولا" ...... ملاحظة من الكاتبة: إذا انتهت الرحلة دون أن يُلقى أحدهم في بحر ريو، فهذا إنجاز دبلوماسي بحت.
  • تمامِ‌ وجود من by KirKosparekon
    KirKosparekon
    • WpView
      Reads 17
    • WpPart
      Parts 2
    خلاصه: یک قضاوت، یک دروغ، سرنوشتم را تغییر داد، آدم دیگری متولد شد به قصد انتقام، انتقام از چه کسی؟ از مظلوم ترین کس؛ گاهی انتقام و قضاوت همیشه خوب نیست، اما زندگی‌ام اینطور رقم خورده بود که... .
  • Montgomery  by hiursl
    hiursl
    • WpView
      Reads 805
    • WpPart
      Parts 26
    «اگر کسی را پیدا کردید که در زندگی عاشق آن هستید... باید آن را دو دستی بچسبید.. مراقب آن باشید و اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که شخصی را دوست داشتید ، پس باید از آن محافظت کنید..» جمله گرانبهایی از پرنسس دایانا... پرنسسی هم اسم من.. همیشه جملات زیبای اون رو با خودم تکرار میکنم... اما این یکی مورد علاقه منه... چون با تمام وجودم حسش میکنم...و دیوونه‌وار محبوبم رو دوست دارم.... به عاشقانه ترین شکل ممکن... اما شرایطمون جوریه که اون هر لحظه در خطره.. در خطریم... و من هر لحظه بیشتر حس میکنم که برای محافظت ازش ناتوانم.... و اون لحظه به لحظه حواسش جمع منه.. دفترچه خاطرات «دایانا میشِل»